.

ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر ((سوره مبارکه قمر آیه 17))

شیخ علی الربیعی طی فتوایی اعلام کرد: «بر تمام منشی های زن واجب است، سه بار به مدیرشان شیر بدهند تا در حکم مادرشان باشند و بتوانند کنار آن ها کار کنند

وهابیت

این مفتی وهابی یا آن قدر جاهل است که نمی داند این فتوا مساوی با فعل حرام است و یا قصدش مبارزه با احکام، بی ارزش کردن و کوچک جلوه دادن احکام حقیقی اسلام است.  مضحک بودن این حکماز این جهات است:  اولا: مدیری  که به منشی  نامحرم است، چگونه می تواند قبل از محرم شدن، منشی را لمس کند و شیر بخورد؟!  ثانیا: اگر منشی، شیر نداشت تکلیف چیست؟ ثالثا: شیر داشتن مستلزم داشتن نوزاد است، حال اگر منشی نوزاد داشت و شوهرش هم زنده بود، آیا زن شوهردار می تواند به مدیرش آن هم به این طریق محرم شود؟! 

این حکم نه تنها هیچ دلیل مستندی ندارد و تنها برداشت ها و علایق شخصی مفتی وهابی را می رساند، بلکه از هر جهتی که بررسی می شود جز تمسخر و خنده مخاطب نتیجه ای نخواهد داشت. سؤال که باید از این مفتی های وهابی پرسید این است که اگر همسر خود آنها به عنوان منشی مشغول به کار شود، آیا حاضرند همین حکم را برای همسرانشان بدهند؟

وهابیت یک مکتب نوساخته  است که خود را منتسب به اسلام می داند که توسط اتاق فکرهای بریتانیا برای تغییر ماهیت اهل سنت شکل گرفته است همچنان که برای انحراف تشیع فرقه بهائیت را به وجود آوردند که البته در میان جوامع شیعی با وجود نسخه کامل هدایت بشری و مرجعیت بیدار این انحراف رخ نداد.

ظاهرا وهابیت هدفی جز این ندارد که با فتواهای مضحک، احکام واقعی اسلام را به سخره بگیرد و کوچک جلوه دهد تا به این طریق احکام اسلامی را ناکارآمد نشان دهد؛ اقدامی که از آن، جز پشتیبانان غربی وهابیت کسی سود نمی برند

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد


اللهم العن اعدائهم و اعدائنا


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 12:46 توسط صفا| |

متلک‌گویی و آزار زنان با نگاه‌های بی واهمه/ غیرت کجاست؟


به گزارش سرویس فرهنگی جهان نیوز، احساس آرامش و امنیت برای هر فردی که در اجتماعی زندگی می کند، احساسی مسلم است و این حق طبیعی هر انسانی می باشد. این احساس لازم است که هم برای مردان وهم برای زنان یک جامعه مهیا باشد. اما به نظر می رسد این مسئله وقتی در ارتباط با زنان مطرح می شود، از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است. شاید این به خاطر شخصیت و موقعیت زنان می باشد. چرا که زن، موجودی لطیف است و به اصطلاح متون روایی ما، زن یعنی ریحانه.
البته درباره معنای ریحانه، تعابیر مختلفی مطرح شده است ولی آنچه مشخص است اینکه اصولا باید نسبت به حفظ شخصیت و موقعیت زنان تلاش کرد و باید مراقبت هایی را نسبت به او در نظر گرفت. به همین خاطر است که موضوع عفاف و حجاب مطرح می شود و به زنان توصیه می شود که برای حفظ احترام به خود و سایرین، نسبت به رعایت حجاب تلاش کنند و توجه ویژه ای نسبت به این موضوع داشته باشند. اما نکته مهم این است که هر کسی که به طور عمیق و درونی به حجاب ظاهری و باطنی اعتقاد داشته باشد، می تواند در رعایت آن موفق باشد و عده زیادی از افراد هستند که اعتقادی به این موضوع ندارند.

گذشته از این موارد، موضوعی که چند سال است در جامعه

نکته جالب اینجاست که در قرآن نیز نسبت به این موضوع به مردان تذکر داده شده که از چشمان خود مراقبت کنند و مجاز نیستند تا هر چه خواستند ببینند. این موضوع، موضوعی بسیار مهم است که متاسفانه در جامعه ما، چندان رعایت نمی شود
ما دیده می شود، موضوع مقابله با بدحجابی است که برخی از تعبیر گشت ارشاد هم برای بیان این موضوع، استفاده می کنند. در این رابطه نظرات، پیشنهادات و انتقادات بسیاری مطرح شده است اما، در این نوشتار قصد پراختن به این مطلب را نداریم بلکه هدف از اشاره به این مطلب، بیان یک نکته مهم است و آن اینکه، آیا در جامعه ما به همان اندازه که به بانوان برای رعایت حجاب و عفاف، تذکر داده شده، به آقایان هم این هشدار داده شده که مراقب نگاه و زبان خود در برابر بانوان، باشند؟

نکته جالب اینجاست که در قرآن نیز نسبت به این موضوع به مردان تذکر داده شده که از چشمان خود مراقبت کنند و مجاز نیستند تا هر چه خواستند ببینند. این موضوع، موضوعی بسیار مهم است که متاسفانه در جامعه ما، چندان رعایت نمی شود. به گونه ای که حتی یک خانم محجبه و محجوب نیز وقتی در اماکن عمومی حاضر می شود، ممکن است با نگاه های عذاب آور و یا کلمات آزار دهنده پسری جوان یا مردی میانسال، مواجه شود.

بارها و بارها دیده شده که مردان و پسران جوان، با بی باکی به تعرض کلامی و رفتاری بانوان در کوچه و خیابان می‌پردازند، بدون اینکه واهمه ای از برخورد یک مقام قضایی با خود را داشته باشند. شاید همین امر موجب می شود تا اخبار و آماری ارائه شود مبنی بر اینکه میزان تعرض کلامی به زنان و دختران در کشور ما، بیشتر از کشورهای اروپایی است. این اخباری است که توسط یک جامعه شناس ارائه شده و انتقادات بسیاری هم نسبت به این آمار صورت گرفته است که چرا با بیان این اخبار به تحقیر خود می پردازیم.

لازم است این نکته بیان شود که باور کردن این اخبار برای کسانی که در این شهر زندگی می کنند و هر روز در اماکن عمومی تردد دارند، چندان سخت نیست و بهتر است از این زاویه به موضوع نگاه کنیم که بیان این اخبار موجب شود تا اقدامی سازنده برای حل این معضل، اندیشیده شود.

معضلی که شاید اغلب دختران و زنان ایرانی با آن مواجه باشند و هر کسی لااقل یک بار آنرا تجربه کرده باشد و مزاحمت خیابانی و تعرض کلامی را بخشی از تجربه اجتماعی خود بداند.

این مزاحمت ها در اشکال مختلفی وجود دارد. مثلا می توان از آزارهای فیزیکی مثل تنه زدن، ترساندن بانوان با موتورسیکلت و یا بوق زدن و آزارهای گفتاری 
بارها و بارها دیده شده که مردان و پسران جوان، با بی باکی به تعرض کلامی و رفتاری بانوان در کوچه و خیابان می‌پردازند، بدون اینکه واهمه ای از برخورد یک مقام قضایی با خود را داشته باشند
را که شامل متلک پرانی ، به کار بردن عبارات مختلف است، نام برد. تمامی این رفتارها می تواند از عدم احترام به حقوق شهروندی بانوان باشد.

این رفتارها در برخی از موارد به شکلی نامطلوب جلوه می کند. آنجائیکه افرادی به بهانه مسافر کشی به بانوان تعرض می‌کنند و برای آنها محجبه یا بی حجاب ، پیر یا جوان فرقی نمی‌کند. همین قدر که زنی حضور داشته باشد و در کنار خیابانی ایستاده باشد باعث آزار او می‌گردند. این اتفاق باعث رنجش خاطر بسیاری از بانوان محترم می باشد.

این مسائل موجب می شوند تا حالتی از احساس ترس و استرس برای بانوان حاضر در اجتماع ایجاد شود و در نهایت احساس امنیت و آرامش از بانوان گرفته شود. این در حالی است که برای افرادی که تنها یک سفر به برخی از کشورهای نزدیک به کشور خودمان، داشته باشند، متوجه می شوند که میزان امنیت اجتماعی زنان در برخی از جوامع خاورمیانه، بیشتر از کشور ماست. مثلا در یکی از کشورهای عربی، این قانون وجود دارد که اگر یک خانم از تعرض کلام یا نگاه یک مرد، دچار اذیت و آزار شود، می تواند با یک تماس ساده تلفنی، پلیس را در جریان گذارد و مرد خاطی با مجازاتی سنگین مواجه  می شود.

به نظر می رسد وجود قوانین جدی در ارتباط با امنیت زنان از تعرض کلامی در جامعه، در کنار فرهنگ سازی برای افراد جامعه، می تواند زمینه ای را ایجاد کند تا چنین مواردی مشاهده نشود.

قانون در بسیاری از موارد همچون اهرمی قدرتمند عمل می کند و اگر اجرا قوانین با آماده سازی بستر فکری در جامعه صورت گیرد، از این‌گونه آزارها جلوگیری نموده یا آن‌ها را کاهش دهد. فاصله گرفتن از ارزشهای دینی و اخلاقی ، کمرنگ شدن تربیت اجتماعی ، بی اعتنایی به حقوق شهروندی را می توان از ارکان اساسی آزارهای خیابانی و بی حرمتی و بی ادبی به زنان جامعه برشمرد.

اگر بخواهیم جامعه ای سالم با محیطی مطلوب و مناسب برای تمامی افراد داشته باشیم، لازم است برای اصلاح رفتارهای اجتماعی خود و سایرین تلاش کنیم و از نهادهای مسئول نیز بخواهیم با وضع قوانین به بهتر شدن اوضاع کمک کنند.

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 12:8 توسط صفا| |

راز افراط و تفريط در مسأله حجاب در عربستان
هيئت امر به معروف و نهي از منكر عربستان، سازماني متشكل از وهابيون افراطي و علماي سلفي سعودي است كه از قدرت بالايي در اين كشور بويژه در شهرهاي مذهبي برخوردار است. اين هيئت، مجري اصلي سياست‌هاي افراط گرايانه سعودي در زمينه حجاب زنان در عربستان است. هيئت امر به معروف و نهي از منکر که نام مقدس يکي از مباني مهم دين اسلام را يدک مي کشد، بنا به دلايل مذهبي و سياسي، كنترل فضاي فرهنگي شهرهاي مدينه و مكه را بر عهده دارد و حجاب در اين شهرها را بر اساس رويكردهاي خاص خود تعريف مي‌كند.
ملك "عبدالله بن عبدالعزيز" شاه سعودي، در حال حاضر رياست جريان چپ‌گراي ليبرال را در آل سعود در اختيار دارد. اين جريان كه معمولاً اهميت چنداني به مسائل ديني نمي دهد، اعتقاد دارد كه حجاب نه يك تكليف ديني، بلكه مسؤوليتي عرفي و اجتماعي است كه جامعه بر عهده مردم قرار داده است. مظاهر فسق و فجور و تجاهر به شرب خمر در ميان مقامات ارشد سعودي از جمله شاه عربستان و دست دادن وي با زنان نامحرم در برخي مراسم ها، ناشي از اين رويكرد است.
به رغم حاكميت اين جريان در عربستان، عبدالله آزادي عمل كافي در اجراي ايده‌هاي خود در زمينه سياست‌هاي فرهنگي را ندارد و نمي‌تواند از زير نفوذ هيئت امر به معروف به نهي از منكر رها شود.
تناقض‌ها و افراط و تفريط‌هاي موجود در زمينه حجاب گاهي در محافل افراطي وهابي نيز رسوخ مي‌كند؛ به عنوان مثال در حالي كه "عبدالرحمن البراك" يكي از مفتيان سعودي در فتوايي افراطي، بي‌حجابي زنان در مقابل يكديگر و بدون حضور مردان را نيز حرام مي‌داند.
"احمد بن قاسم الغامدي" مفتي جوان اهل سنت که سمت‌هاي مهمي در اداره كل امر به معروف و نهي از منكر نيز دارد، بتازگي فتواي عجيبي درباره حجاب صادر كرده و مدعي شده كه آيه وجوب حجاب صرفاً براي حفظ شان زنان پيامبر نازل شده و عموم مسلمانان را شامل نمي‌شود.
در دو شهر مدینه منوره و مکه مکرمه، نوع حجاب عمومی خانم‌ها پوششی است که بر اساس آن، زنان حتي بايد دست‌ها و صورت خود را نيز بپوشانند و تنها چشم‌هاي آنها براي ديدن اطراف باز خواهد بود. فضاي عمومي و فرهنگي شهرهاي مكه و مدينه به اين صورت است و همين فضاست كه برخي زائران ايراني را به اين گمان باطل مي‌رساند كه حاكميت عربستان سعودي نسبت به رعايت اصول مربوط به حجاب موفق بوده است و اين درست همان اشتباهي است که برخي درباره نمازهاي جماعت در اين کشور که منحصر به رعايت ظواهر است، مرتکب مي‌شوند.
اما روي ديگر سكه حجاب در ديگر شهرهاي عربستان غير از دو شهر مذهبي اين كشور نمود بيشتري به خود گرفته است. جريان افراطي ديني با وجود قدرت بلامنازع خود، توجه زيادي به حجاب در شهرهاي ديگر نمي‌كند و اين جريان ليبرال حاكم است كه فضاي فرهنگي اين شهرها را مطابق ميل خود پيش مي‌برد، فساد و فحشا در شهرهاي مذهبي كه زير پوسته سنگين نظارت هيئت مذكور قرار گرفته بود، در ديگر شهرهاي سعودي به امري علني تبديل شده و اين روند در ابعاد مختلف زندگي در اين كشور قابل رؤيت است.
 
اينجا عربستان است؟
بر خلاف فضاي سنگين مكه و مدينه، در ساير شهرهاي عربستان مقوله حجاب رنگ ديگري به خود مي‌گيرد، در محل‌‌هاي كاري و تفريحي شهرهاي ديگر نظير رياض و سواحل تفريحي جده فضاي فرهنگي به صورتي ترسيم شده كه بيننده در نگاه اول از مشاهده چنين تصاويري در عربستان سعودي شوكه مي‌شود، بويژه اگر اين بيننده زائري باشد كه تنها شهرهاي مذهبي مانند مكه و مدينه را مي‌بيند و اوضاع آن را به تمام شهرهاي اين كشور تعميم مي‌دهد.
 
بي‌حجابي و هرج و مرج جنسي
شهرها و اماكن تفريحي در عربستان مانند رياض و جده از مناطقي هستند كه ميزان فساد و بي‌حجابي در آنها در حد بي‌سابقه‌اي افزايش يافته است. براي روشن شدن ابعاد اين فساد تنها به ذكر يكي از اماكن تفريحي درشهر جده مي‌پردازيم.
منطقه "درة العرس" تفرجگاهي ساحلي است كه با عبور از حجاب افراطي مد نظر مفتيان وهابي، به اوج بي بندوباري و هرج و مرج جنسي رسيده است. در اين منطقه كه تحت تدابير شديد قرار دارد، از گرفتن تصاوير مربوط به تفريحات ناسالمي كه در آن وجود دارد ممانعت مي‌شود اما چندي پيش، انتشار برخي تصاوير از داخل اين مجتمع تفريحي، عمق رسوايي خاندان سعودي در برداشت چندگانه از مفاهيم ديني را نشان داد. اختلاط دختر و پسر،‌ اسكي روي آب زنان، اختلاط شهروندان سعودي با گردشگران فاسدالاخلاق بيگانه، شرب خمر و بي حجابي از جمله مظاهر ناهنجاري هاي اخلاقي و دين ستيزي در منطقه درة العرس است.
 
روتانا؛ نماد فساد و فحشاء در عربستان
آنچه مي خوانيد گزارشي از خبرنگار خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس در مورد كمپاني بين‌المللي "روتانا" متعلق به خاندان حاكم سعودي است:
 
وارد یک شرکت خصوصی می‌شوم، خانم‌هایی با آرایش، کفش‌های پاشنه بلند، کت و دامن و چهره‌هایی که سعی می‌کنند آن را با جذابیت بیشتر به نمایش بگذارند دوشادوش مردان در حال کار کردن هستند، اما اینجا نیویورک یا لندن نیست؛ اینجا شرکت "روتانا" در ریاض است. پایتخت عربستان سعودی يعني همان جایی که حجاب سختگیرانه‌ای برای زنان اعمال می‌شود و تنها چیزی که زنان می‌توانند به نمایش بگذارند، چشمان شان است.
در کشوری که زنان حق رانندگی ندارند و نمی‌توانند تنها به خرید و يا حتي بيمارستان بروند، وجود چنین شرکتي عجیب است. در برخي از اين شركت‌ها با اينكه اجازه وليّ زن براي كار، ضروري است اما هيچ محدوديتي در زمينه رعايت حجاب و حريم روابط زن و مرد وجود ندارد.
 

تنها در زمان خروج از اين محيط‌هاست كه زنان به اين فكر مي‌افتند كه بايد ظاهر خود را بر اساس فرهنگ عمومي عربستان متناسب كنند.
شركت چند رسانه‌اي "روتانا" متعلق به "وليد بن طلال بن عبدالعزيز" شاهزاده ثروتمند سعودي است كه ثروتمندترين فرد در عربستان و يكي از 10 ثروتمند برتر جهان است.

او علاوه بر كمپاني روتانا -كه عمده فعاليت آن در زمينه صنعت سكس، موزيک و سينماست- مالكيت شبكه "العربيه" را نيز در اختيار دارد. مقر روتانا كه عمده‌ترين شركت فعال عربي در زمينه ترويج فساد و فحشاست، در رياض است اما در پايتخت كشورهاي ديگر نظير لبنان نيز دفتر دارد.
 
رواج هم‌جنس گرايي در عربستان
از سوي ديگر افزايش فشارها در مورد روابط طبيعي و مشروع زنان و مردان و نيز تحريم ازدواج موقت و همچنين اختراع ازدواج‌هاي موقت من‌درآوردي توسط مفتيان اين کشور در جامعه سعودي باعث شده است كه انواع فسادهاي غيرطبيعي در عربستان روند رو به رشدي به خود بگيرد.
همجنسگرايان سعودي
 
يكي از انواع اين فسادها رشد گسترده همجنس‌بازي است، رشد اين فعاليت‌ها در عربستان به حدي است كه بتازگي يك دختر سعودي با ظاهر شدن در شبكه ماهواره‌اي "الدانة" در عربستان، از وضعيت دانشگاه‌هاي اين كشور سخن گفت و تأكيد كرد كه 85درصد از دانشجويان دختر در دانشگاه‌ها به همجنس‌بازي روي مي‌آورند. او براحتي از فعاليت‌هاي همجنس‌بازي خود در دانشگاه نيز سخن گفت.
اين اظهارات طبق معمول با واكنش تند وهابي‌هاي سعودي همراه شد و آنها به جاي اينكه به بررسي ريشه‌اي اين مشكل بپردازند، سعي كردند تا با تخريب چهره اين دختر سعودي موضوع را از اساس دروغ فرض كرده و او را متهم به ترويج فرهنگ غرب در اين كشور كنند.
شبكه‌هاي تلويزيوني عربستان نيز هرگز حامي حجاب و رعايت پرده‌هاي عفاف و حيا در جامعه سعودي نيستند و اكثر بازيگران سعودي و فيلم‌ها و سريال‌هاي توليدي اين شبكه‌ها عاري از مفاهيم اسلامي نظير حجاب و عفت هستند.
 
 
همچنین می توان تصاوير تعدادي از زنان مجري و هنرپيشه سعودي را رصد کرد كه با اجازه و اطلاع كامل مقامات و مفتيان وهابي سعودي، آزادانه در شبكه‌هاي داخلي اين كشور به توليد فيلم و مجموعه هاي تلويزيوني مشغول هستند و بدون حجاب در آنها نقش ايفا مي كنند که به دلیل رعایت مسائل اخلاقی از انتشار این تصاویر زننده خودداری می کنیم.
 
سياست‌هاي دوگانه و غلط حاكميت وهابي در عربستان سعودي در كنار عوامل ديگري چون افزايش سن ازدواج زنان و بيکاري مردان سعودي و رواج ماهواره در اين كشور و تماشاي فيلمهاي مستهجن باعث افزايش رو به رشد پديده‌هايي چون آزار جنسي، تجاوز، همجنس گرايي و ناتواني جنسي در ميان جوانان عربستاني شده است، به گونه‌اي كه بيشترين کاربران سايت‌هاي اينترنتي مستهجن و بيشترين بينندگان شبکه‌هاي ترويج دهنده فيلم‌هاي مستهجن را عربستاني‌ها تشکيل مي‌دهند.
 





عکسي از سواحل شهر وهابي نشين عربستان با حذف بخشهاي زننده
 
 
عكسبرداري مخفيانه از منطقه درة العرس در بندر جده
 
 
بي حجابي علني دختران سعودي در جده
 
 
اختلاط برهنه دختر و پسر در آب هاي پايتخت تابستاني عربستان
 
 
اختلاط دختران و پسران خانواده هاي وهابي سعودي با پرچم مزين به عبارات شهادتين
 
 
دختر يك شاهزاده سعودي در حال رانندگي در شهر رياض
 
 
تمسخر روبنده اجباري توسط يك زن وهابي در قلب پايتخت عربستان


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 15:54 توسط صفا| |

انتشار نسخه های رنگی و معطر قرآن کریم در عربستان خشم علمای وهابی سعودی را برانگیخت، به صورتی که برخی از آنها سوزاندن این نسخه ها را خواستار شده، و برخی دیگر نیز در فتواهای خود این نسخه ها را تحریم کردند.




اخیرا در عربستان و کشورهای عربی منطقه خلیج فارس نسخه هایی از قرآن منتشر شده که برای جلب توجه کودکان و نوجوانان، برگه های این نسخه ها رنگی و معطر هستند.

این درحالی است که علما و مفتیان وهابی سعودی انتشار این نسخه های رنگی قرآن را "بدعت" دانسته اند.

در همین راستا "محمد العریفی" از مبلغان معروف سعودی گفت: "نسخه هایی رنگی و عجیب از قرآن منتشر شده است .. در این نسخه ها اسامی خداوند، پیامبران، شهرها و هر جزء رنگی شده است .. در خواست می کنم که از بازی با قرآن ما دست بکشید".

"شیخ محمد بن غثیث الغیث" نیز انتشار این نسخه ها را برخلاف شرع دانست.

"شیخ عبدالرحمن البراک" معروف ترین چهره علمای افراطی سعودی علاوه بر درخواست تحریم، خواستار سوزاندن نسخه های رنگی قرآن شد.

البراک گفت: "این اقدام حرام است زیرا حروف و کلمات کتاب خداوند مانند دیوار و لباس آراسته می شود .. توصیه می کنم که هرکس نسخه ای از این قرآن را دارد، آن را بسوزاند".

البراک پیش از این نیز در فتوایی جنجالی، خواستار تخریب کعبه و ساخت دوباره آن شده بود تا از اختلاط بین زن و مرد جلوگیری شود .. از دیگر فتواهای مشهور وی تحریم شرکت زنان در انتخابات است؛ البراک گفته که شرکت زنان در انتخابات تقلید از کفار است.





وی همچنین برای زنانی که رانندگی می کنند آرزوی مرگ کرده است.

از سوی دیگر، "محمد امین بن خطری" مدیرکل وزارت امور اسلامی و اوقاف و دعوت و ارشاد مدینه در اظهاراتی مطبوعاتی گفت: مقادیر بسیاری از این نسخه ها به دست آمده، که از طریق مؤسسه چاپ قرآن ملک فهد نابود می شوند.

بن خطری افزود: به همه ناظران و امامان جماعت و مسئولان به صراحت ابلاغ شده که فقط نسخه های چاپ شده مؤسسه ملک فهد را قبول کنند، و هیچ نسخه دیگر را نپذیرند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 15:25 توسط صفا| |

باید دید اونا مسلمان رو چطور معنی میکنند و اینکه اسلام که به معنی تسلیم هست اونا

خودشون رو تسلیم کی میدونند ...

شما قضاوت کنید بااین فتواهاشون ...




_دو فتوای جنسی از مفتی های وهابی :
همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است.
شیخ «عیسی بن صالح» مفتی سرشناس سعودی در جدید ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می برند، فیلم های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!
از سوی دیگر شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سرشناس وهابیون بحرین نیز در فتوایی نسبتا مشابه گفت: همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است.

ناب ترین فتواها رو در ادامه مطلب بخونید
یا این فتواها که :

ورزش های رزمی حرام است !



شیخ «علی الحکمی» از چهره های سرشناس وهابیت و عضو "کمیته علمای عربستان سعودی" در جدید ترین فتوای خود، ورزش های رزمی را حرام اعلام کرد.

وی با هدف توجیه فتوای جدید خود، گفت: ورزش های رزمی مانند کشتی، کاراته، بوکس و غیره به بدن انسان آسیب می رساند و با توجه به اینکه آسیب رساندن به بدن حرام است، این ورزش ها حرام هستند.

«علی الحکمی» همچنین افزود: در چنین ورزش هایی، بازیکن برای پیروز شدن بر رقیبش باید به طرف او حمله کند و شدید ترین ضربات را به وی وارد کند. در بسیاری از این حالت ها، ضربه باعث آسیب شدید در نقاط مختلف بدن بازیکن می شود و گاهی هم باعث مرگ برخی بازیکنان شده از همین رو این گونه ورزش ها حرام هستند.

این عضو "کمیته علمای عربستان سعودی" در ادامه گفت: خدا در قرآن فرمود "انسان نباید به خودش آسیب بزند" اما در این گونه ورزش ها آسیب وارد می شود لذا کاملا حرام است.
نه به اون حکم اولی نه به این یکی ...

واقعا" اینا ظرف اجتهادشون لبریز شده دیگه ها ...

در یکی از جدید ترین فتوای منتشر شده توسط وهابیت، دیدن مردان در شبکه های دینی بر زنان حرام اعلام شد.
بر همین اساس «عبدالکریم الخضیر» عضو هیئت علمای عربستان سعودی در فتوای جدید خود گفت: به اعتقاد بنده نبود شبکه های ماهواره ای دینی در خانه، بهتر از بودن آن است زیرا دیدن مردان در شبکه های دینی بر زنان حرام است.

وی در ادامه افزود: انسان مسلمان باید بین دو عمل مضر، آن عملی را انتخاب کند که ضررش کمتر است. درست است که نبود شبکه های ماهواره ای دینی در خانه های موجب ضرر می شود، اما ضرر آن کمتر از آن است که زنان به مردان موجود در این شبکه های نگاه کنند و مرتکب حرام شوند.

این چهره وهابی با هدف اثبات ادعای خود گفت: بشر در طول قرن های گذشته و حتی در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، هیچ گاه ابزار و آلاتی مانند تلویزیون و ماهواره و غیره نداشته و با این وجود به زندگی خود ادامه داده است. لذا اکنون هم اگر این ابزار و آلات وجود نداشته باشند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد جز اینکه زنان ما سالم تر خواهند بود!

«عبدالکریم الخضیر» افزود: درست است که در این شبکه های ماهواره ای دینی سخن از اسلام، قرآن و احادیث به میان می آید اما انسان می تواند به روشی سنتی عمل کند و به جای اینکه از این شبکه های ماهواره ای استفاده کند، مستقیما به قرآن و کتب حدیث مراجعه کند.



واین هم آخریش که واقعا" هم آخرشه دیگه ...

ازاینکه میذارمش ببخشن دوستان و بگم که خنده نداره به نظرم باید به خاطر خنده های دشمنان اسلام به خاطر اینجور فتواها ازطرف این دیوانه ها گریست که مایه تمسخر اسلام نزد لامذهب های غربی شدند ...


به گزارش نشریه تایم ، جدیدترین فتوای مفتی های وهابی این است که زنان حق دست زدن به دو میوه محبوب و خوش طعم دنیا یعنی خیار و موز را ندارند. این که خبر مربوط به اعلام این فتوا درست یا غلط، مهم نیست. مهم مضحک و احمقانه بودن این فتوا است. این در شرایطی است که این تنها فتوای مضحک اعلام شده از سوی وهابیون عربستان نیست.

بر اساس این گزارش، تایم در ادامه مقاله خود فتواهای مضحک و وهن آمیز مفتی های سلفی را مورد بررسی قرار داده و آورده است: هفته گذشته بود که یک ایمیل مانند توپ در دنیا صدا کرد. ایمیل که در آن ادعا شده بود یک مفتی وهابی که در اروپا زندگی می کند، فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خیار را ندارند. این مفتی وهابی در فتوای خود در این باره مدعی تحریک زنان توسط این دو میوه شده است.

این مفتی در ادامه این فتوای مضحک خود آورده بود که در صورتی که زنان تمایل به خوردن این دو نوع میوه دارند، باید از شخص دیگری، برای مثال یک مرد مانند همسر و یا پدر خود کمک بگیرند و از آنان بخواهند این میوه ها را بریده و در اختیار آنان قرار دهند.


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
اللهم العن اعدائهم و اعدائنا

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 14:51 توسط صفا| |

نگاهی به فیلم های ضد اسلامی و ایرانی

اسلام و به طور ویژه جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام از زمانی که خود را از زیر خیمه استکبار بیرون کشید و عَلم استقلال و عدالتخواهی را بالا برد، جدا از جنگ فیزیکی و سخت صهیونیسم، هدف سینمای غرب و به عنوان مشخص «هالیوود» هم قرار گرفت و همگان شاهد بوده اند که تاکنون دهها فیلم و سریال با میلیون ها دلار هزینه علیه ایران اسلامی ساخته و اغلب به صورت رایگان در سطح جهانی توزیع شده است. اگرچه متولی اصلی برخی از این فیلم ها هالیوود نبوده اما حمایت ویژه آمریکا از آنان بر ناظران روشن بوده است.

در همین راستا می توان به فیلم های ضدایرانی اشاره کرد که اطلاعات سطحی کارگردان و نویسنده درباره جامعه ایران و تحریف واقعیات ویژگی مشترک همه آنهاست


پرسپولیس:



یکی از آخرین فیلم‌هایی که انقلاب ایران را هدف قرار داد، فیلم «پرسپولیس» محصول ۲۰۰۷فرانسه، ساخته «مرجانه ساتراپی» و همتای فرانسویش بوده است. این فیلم در خلال روایت داستان دختر نوجوان ۱۴ساله‌ای پس از وقوع انقلاب اسلامی مدعی می‌شود که فضای حاکم بر جامعه ایران دیگر مناسب زندگی نیست بنابراین نوجوان یاد شده توسط خانواده‌اش برای ادامه زندگی به اروپا فرستاده می‌شود.

فرار از تهران:




یکی دیگر از فیلم‌هایی که با موضوع انقلاب اسلامی ایران هم‌اکنون در دست ساخت است، فیلم «فرار از تهران» ساخته «جورج کلونی» است. «جرج کلونی» و «گرانت هسلو»، همکار فیلمنامه‌نویس او، بر مبنای ماجرای همکاری سازمان «سیا»، هالیوود و دولت کانادا برای خروج شش شهروند آمریکایی از ایران در جریان تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹فیلمنامه این فیلم را نوشته‌اند. این فیلم هم‌اکنون در دست ساخت است. جالب آن است که این فیلم را کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» می‌سازد که فیلم ضد ایرانی «۳۰۰» را در کارنامه کاری خود دارد.

مستند نسل جدید تهران:
«سارا باوار»، فیلمساز ۳۰ساله هالیوودی در این فیلم تلاش کرده تا به مخاطب اینگونه القا کند که نسل پس از انقلاب اسلامی ایران به شدت با مفهوم آزادی بیگانه است، آنچنانکه وی در یکی از مصاحبه‌های خود مدعی شده که با ساخت این مستند در تلاش بوده تا نگرانی و اضطراب جوانان ایرانی را به تصویر کشد و بدین‌ ترتیب صدای جوانان غمگین ایرانی را به گوش جهانیان برساند. «باوار» در این مصاحبه ضمن آنکه جوانان ایرانی را خواستار فرهنگ غرب و آزادی‌های جنسی معرفی می‌کند، به نقل از یک پسر دبیرستانی مدعی‌ می‌شود که آزادی برای این نسل (نسل پس از انقلاب اسلامی) کاملاً ناشناخته است، آنچنانکه نمی‌دانند که اصلا آزادی به چه معناست؟ «سارا باوار»، برای ساخت این مستند کوتاه دو سال پیش به تهران سفر کرده و با عده‌ای از جوانان ایرانی مصاحبه کرده است.

خانه‌ای از شن و مه:
فیلم خانه‏ای از شن و مه محصول سال ۲۰۰۳میلادی ، که از روی کتاب «آندره دوباس» با همین عنوان ساخته شده است زندگی یک خانواده یک ژانرال ارتش طاغوت را به تصویر می‌کشد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در پی مصادره اموالشان، از ترس جانشان به آمریکا مهاجرت می‌کنند. کلنل بحرانی که اکنون برای تامین معاش زندگی خانواده اش در چند شیفت و جای مختلف (حتی کارگری) کار می‏کند،مجبور می‌شوند که خانه نسبتاً مجلل خود را بفروشند و خانه دختری افسرده که به دلیل عدم پرداخت مالیات به مناقصه گذاشته شده است را با وجود نارضایتی او بخرد. در فیلم «خانه‌ای از شن و مه»، «شهره آغداشلو» بازی می‌کند که از زمانیکه به آمریکا مهاجرت کرده علی‌رغم ملیت ایرانی‌اش، نام تعدادی فیلم ضد ایرانی را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است.

بدون دخترم هرگز:


این فیلم روایتی کاملاً دروغین از زندگی یک زوج ایرانی و آمریکایی است، «بدون دخترم هرگز»، محصول سال ۱۹۹۱داستان زنی آمریکایی به نام بتی است که به همراه دخترش و شوهرش دکتر محمودی به ایران سفر می‌کند ولی با کشوری (مثلاً) پر از وحشت و دلهره روبه‏رو می‌شود. «برایان دیلبرت»، کارگردان آمریکایی سعی کرده تا در این فیلم که به روایت شخص «بتی محمودی» ساخته شده به مخاطب اینگونه القا کند که پس از وقوع انقلاب اسلامی، زنان در جامعه ایران از هیچ گونه حق و حقوقی برخوردار نیستند و مردان با آنها همچون بردگان خود رفتار می‌کنند و آنها نیز حق هیچگونه اعتراضی ندارند.



هواپیمای ۱۰۳:

یکی دیگر از این فیلم‌ها، فیلمی جدید به تهیه‌کنندگی جاسوس سابق اسرائیل است که برای ساخت آن با «استیون اسپیلبرگ» صحبت شده است و این کارگردان نیز برای ساخت آن فیلم اظهار علاقه کرده است.
هر چند این فیلم هنوز نامی قطعی نیافته، اما فعلا با نام «هواپیمای ۱۰۳» خوانده می‌شود و قرار است که به‏زودی جلوی دوربین برود. این فیلم درباره موضوع حادثه سقوط هواپیمای لاکربی است که در آن نه لیبی که ایران بعنوان مقصر اصلی این حادثه معرفی خواهد شد. اگرچه این فیلم مستقیما به موضوع انقلاب اسلامی نمی‌پردازد ولی هدف آن کاملا سیاسی می‏باشد و ایران پس از انقلاب اسلامی را هدف قرار داده است.

مستند ترس مقدس:

این فیلم مستند محصول کشور آمریکا است که در سال ۱۹۹۷براساس کتابی به همین نام که با استناد به آرشیو سازمان سیا نوشته شده بود، ساخته شد. «ترس مقدس»، داستان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی و حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری ۵۲نفر از اعضای این سفارت است. در این فیلم ادعا شده که این افراد تنها عده‌ای زن و مرد بی‌گناه بودند‌ که قربانی انقلابی وحشتناک شدند و در واقع امام خمینی از همان ابتدای شروع پیروزی انقلاب، با نام اسلام به تهدید وحشتناکی علیه غرب و غربی‌ها تبدیل شد!
دو فیلم «پسران خمینی» و «دلتا فورس» نیز از دیگر فیلم‌هایی است که سینمای غرب تلاش کرده تا ضمن به تصویر کشیدن صحنه‌هایی دروغین چهره جهانی انقلاب اسلامی ایران را تخریب کند، آنچنانکه در فیلم «دلتا فورس» که در سال ۱۹۹۶در آمریکا ساخته شده است، سعی شده تا سرپوشی بر تجاوز و شکست نیروهای آمریکایی در حادثه طبس گذاشته شود.

هر چند در پاسخ به فیلم «دلتا فورس»، فیلم «طوفان شن» به کارگردانی جواد شمقدری ساخته شد، اما باید گفت کم‌کاری در ساخت فیلم با موضوع انقلاب اسلامی، در تأثیر گذاری فیلم‏هایی که بر ضد انقلاب اسلامی ساخته و پرداخته شده‌اند، مؤثر بوده‌ است

فیلم 300

به جز یک اکشن سه بعدی، چیز دیگری برای ارائه نداشت. اما چیزی که ما ایرانیان را شگفت زده کرد، تصویری بود که از ارتش ایران در زمان جنگ با اسکندر یونانی نشان داده می شد. در این ارتش همه جور موجود و هیولایی به چشم می خورد. سربازان سیاه پوست که مشخص نیست در آن زمان در کجای ایران زندگی می کردند! و البته خود خشایارشاه که خود را خدا می خواند! همه ما می دانیم که ایرانیان در زمان وقوع این جنگ یکتاپرست بودند(زرتشتی) و هیچگاه خشایارشاه خود را خدا ننامید اما او در این فیلم بارها این جمله را تکرار می کند.




سنگسار ثریا



فیلمی عجیب و غریب که حتی مکان وقوع داستانش هم به درستی مشخص نبود. این فیلم درباره زنی به نام ثریا بود که به دلیل اعتقاد بر باورهایش و ایستادگی در برابر شوهرش، از طرف وی به ارتباط نامشروع با مردی دیگر متهم شد و آخرش هم سنگسار می شود! انسانهایی که در فیلم «سنگسار ثریا» حضور دارند کوچکترین شباهتی به یک انسان ایرانی ندارند و مشخص نیست که سازندگان چگونه به چنین موجوداتی نام ایرانی داده اند. موضوعات ریز و درشت در فیلم «سنگسار ثریا» یکی پس از دیگری به صورت اشتباه به مخاطب ارائه می شود و تماشاگر ناآگاه هم چاره ایی به جز توهین بر مردم ایران نمی بیند! این فیلم در زمان اکران به شدت تحویل گرفته شد و همانطور که انتظار داشتم، کلی هم بد و بیراه نصیب ایرانیان به دلیل فرهنگ وحشی صفتشان کرد!. همانطور که گفم قانون سنگسار در کشور ایران وجود دارد و بحث های بودن یا نبودنش هم دنبال می شود، اما اینکه با استفاده از این موضوع فیلمی سرتاسر اشتباه ( غارت منزل زنی که مرده توسط اهالی ده! ) ساخته شود، موضوعی است که قلب ایرانیان را آزرده می کند.




اسکندر



الیور استون کارگردانی است که به دلیل مطالعه و پرداختن به جزییات به شهرت رسیده است. از او فیلم «جان اف کندی» را بخاطر داریم که با وسواس زیاد ساخته شده بود و تمام زوایای ترور را بررسی می کرد. اما متاسفانه در فیلم «اسکندر» کاملا قضیه برعکس شد! اسکندر خونخوار تبدیل به یک قهرمان شد و زمانی که در فیلم، به ایران حمله می کند با استقبال گرم ایرانیان وارد ایران می شود، از تخت جمشید خوشش می آید، و وارد قصری می شود که مشخص نیست یکی از کلوب های شبانه آمریکاست یا قصر سلطنتی داریوش ! در همه کتابها به این واقعیت اشاره شده است که زمان حمله اسکندر به ایران، او ایرانیان را قتل عام کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و دخترزیبای داریوش را به همسری برگزید. اما در فیلم دختری که اسکندر به همسری برمی گزیند دختری سیاه و رقاص است که کوچکترین شباهتی به دختر یک پادشاه ندارد! نقطه اوج داستان این بود که اسکندر در کاخ داریوش درباره صلح جهانی صحبت می کرد! این سخنرانی شباهت زیادی به حرفهایی داشت که در آن روزها از دولت آمریکا شنیده می شد. تحریف تاریخی این فیلم حتی صدای مورخان خود آمریکا را هم درآورد.




کشتی گیر

فیلم «کشتی گیر» با بازی میکی رورک یکی از فیلمهای خوب سال ۲۰۰۸ آمریکا بود اما متاسفانه در اواخر فیلم هنگام مبارزه رندی با یک مبارز سرسخت همه چیز به یکباره ناخوشایند می شود! حریف او در مبارزه فردی است به نام آیت الله! که در ادامه آن داستان پرچم شکستن و.... اول از همه باید این سوال را از سازندگان پرسید که به واقع آنها چند نفر ایرانی را دیده اند که اسمشان «آیت الله «باشد؟! البته واضح و روشن است که هدف از انتخاب این نام، چیزی بیشتر از یک اسم بوده است و صحنه شکستن پرچم ایران نیز این داستان را تکمیل می کند.



شرایط

این فیلم اگرچه جدی و مصمم است، اما تصویری خلاف واقع از آنچه که در کشورمان وجود دارد ارائه کرده است. فیلم مغلطه ایی است از انواع و اقسام مشکلات که همه آنها در یکجا جمع شده اند. دین و مذهب، همجنسگرایی، سرکوب، آزادی و موضوعاتی از این دست، در فیلم «شرایط» به شکل کاملاً مضحک و ناشیانه ایی مورد بررسی قرار گرفته است. شرایط درباره دختری به نام عاطفه و دوست صمیمی اش شیرین که عاشق جشن های شبانه و رقص و مشروب هستند. پس از مدتی این ۲ در می یابند که احساساتشان کمی فراتر از ۲ دوست معمولی است و به همین جهت به همجنس بازی روی می آورند.



مریم کشاورز کارگردان این فیلم که سال هاست ایران را به چشم ندیده است، سعی کرده در شرایط مشکلات جوانان را زیر ذره بین ببرد و به دنیا نشان دهد که مشکلات جوانان ایرانی چیست. اما نهایت مواردی که او توانسته به آن فکر کند این است که «جوانان مواد مخدر می خواهند، پارتی می خواهند، فرار از مدرسه می خواهند، همجنسگرایی می خواهند و... «. خانم کشاورز پیش از ساخت این فیلم با مسئولین جشنواره ساندنس درباره ساخت این فیلم صحبت کرده بود و آنها هم اعلام کردند که خانم کشاورز را حمایت خواهند کرد!. نتیجه تعامل آنان در فیلم «شرایط» ظهور کرده است: شخصیت های ایرانی، رابطه جنسی آمریکایی!

البته در کنار این فیلم های سینمایی باید به مستندهایی چون «ایرانیوم» یا سریال صدها قسمتی «۲۴» هم اشاره کرد که یک سریال ضداسلامی و ضدایرانی است. سریال نژادپرستانه ۲۴ که فصل هشتم و آخر آن سال جاری میلادی به پایان رسید با محوریت تروریست و خشونت طلب نشان دادن مسلمانان و در چند فصل هم با محتوای ضدایرانی ساخته شده است. حتی برخی از بازیگران آن هم ایرانی هستند. از جمله شهره آغداشلو .



و حالا هم که فیلم آرگو اسکار گرفت !!!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 14:31 توسط صفا| |


حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چند کلمه ای با ما حرف دارند:


1_امام زمان در نامه ای خطاب به اسحاق بن یعقوب مرقوم فرمودند : 

((واکثروا الدعاء بتعجیل الفرج  فان ذلک فرجکم ))

برای تعجیل در امر فرج بسیار دعا کنید که همان فرج شماست 

2_مرحوم ایت الله مجتهدی از علمای تهران نقل کردند :

شبی در نجف بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیت الله شهید مدنی و خلوت شدن ناگهان دیدم آقای مدنی شروع کرد به گریستن چون به من اظهار لطف داشتند به خودم جرات دادم و از ایشان علت گریه را آن هم اینطور ناگهان پرسیدم ایشان فرمودند : بعد از نماز یکی به من گفت : امام زمان عج را دیده است که به او فرموده اند : 

(( ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند و هیچ کدام برای فرج من دعا نکردند ))

من هم تا این را شنیدم متاثر شدم و گریستم ایت الله مجتهدی فرمودن بعدا متوجه شدم امام زما عج این گلایه را به خود ایشان کرده بود .

4_و نیز فرمودند : کسانی که در خواب یا بیداری تشرف حاصل نموده اند از ان حضرت شنیده اند که فرموده  است :

((برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید ))

5_همچنین فرموده اند : خود او در مسجد سهله جمکران در خواب یا بیداری در گوش افرادی از دوستانش بدون اینکه او را ببینند فرموده است :

((فرج من نزدیک است دعا کنید )) یا به نقلی فرموده اند :(( فرجم نزدیک شده دعا کنید بدا حاصل نشود ))

6_خطیب توانا و سخنور دانشمند حجت الاسلام کافی نقل کردند :

یک نفر از رفقا از یزد نامه ای به من نوشته  آدم  دینی خوبی است  از عاشقان امام زمان عج است از رفقای من است در نامه چیزی نوشته که مرا چند روز منقلب کرده گرچه این پیغام  خیلی به علما رسیده به مرحوم مجلسی گفته به شیخ مرتضی  انصاری گفته  به مرحوم شیخ عبد الکریم حایری  گفته به مرحوم اقا سید ابو الحسن اصفهانی گفته به بعضی از اوتاد دیگری گفته این بنده خدا نوشته من چهل شب چهارشنبه از یزد می آمدم  مسجد جمکران توسلی و حاجتی داشتم شب چهارشنبه  چهلمی دو هفته قبل بود در مسجد جمکران 

خسته بودم گفتم ساعتی شب بخوابم سحر بلند شوم  برنامه ام را انجام بدهم در صحن حیاط هوا گرم بود خوابیده بودم یک وقت دیدم گفتم چه خبر است ؟؟گفتند اقا امده من خوشحال دویدم رفتم جلو  اقا را دیدم اما نتوانستم جلو بروم گفتم اقا امده اند که امده باشند  حضرت فرموده اند :

((برو به مردم بگو دعا کنند خدا فرجم را نزدیک کند )) بخدا قسم  ای مردم دعا هاتان اثر دارد ناله هاتان اثر دارد خود اقا به مرحوم مجلسی فرموده اند : ((مجلسی به شیعه ها بگو برایم دعا کنند))

هی پیغام می دهد به خدا دلش خون است 


7_یکی از علمای وارسته و برجسته نجف به کربلا مشرف می شود و در حرم مطهر امام حسین ع به محضر امام  عصر عج  شرفیاب می گردد حضرت به او می فرمایدند :((فلانی ببین این جا که دعا مستجاب است مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند))سپس حضرت تصرف ولایتی می فرمایند و ان عالم ربانی خواسته های مردم را می شنود که هر کدام برای حوايج  شخصی خود دعا می کنند امام می فرمایند : 

((شنیدی ؟!حتی یک نفر از این زايرین نگفت : خدایا فرج مهدی را برسان ))

8_حاج محمد علی فشندی تهرانی می گوید :

در مسجد جمکران قم اعمال را به آوردم و با همسرم می امدم دیدم اقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند  گفتم : این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده و تشنه  ظرف ابی به دست او دادم تا بنوشدپس از آن ظرف اب را پس داد گفتم : اقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد  

فرمود :((شیعیان ما به اندازه اب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا میکنند و فرج ما می رسد ))


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 13:3 توسط صفا| |

سلام بر تو ای دختر ایران و ای خواهر من،

من فرزند ایرانم، یكی از برادران و خواهرانِ تو!حرف هایم شنیدنی است. تو را به قدر یك قلبِ شكسته قسم می دهم سیاهه ی قلمم را بخوان. خدا كند ضرر نكنی!

IMG4UP 

امروز هوا چطور بود؟ روز خوبی بود نه؟ چه فرقی با دیروز داشت؟ امروز به خدا چی گفتی؟ وای... ببخش، چقدر سوال می پرسم. آخر می دانی احساس می كنم هوا گرد و غبار دارد. آسمان هم چنگی به دل نمی زند. فكر می كنم امروز مثل دیروز بود و گویا فرقی نكرده. ولی هر چه نگاه كردم هیچ كس را مهربان تر از خدا ندیدم. تو چطور فكر می كنی؟ 

راستی آیا این حرف درست است كه بعضی از دخترانِ ایران، خدا را فراموش كرده اند؟ جدیداً به چشمهایم سوء ظن پیدا كرده ام ولی نمی دانم چرا هر چه می شنوم به طرفداری از چشمهایم بر می خیزند. به نظرم رسیده حرف هایی هست كه درست گفته نمی شود. همچنین گویا گوش هایی خوب نمی شنوند. آه ...

IMG4UP">

خدا لعنت كند آنهایی را كه با حیای دختران و زنانِ ایران بازی كردند. نفرینِ آفریدگارِ لطافت و زیبایی، بر كسانی باد كه   برای كسب مطامعِ كثیف و بی مقدار این دنیای فانی، عفت و پاكیزگیِ یك دختر ایرانی را، ظالمانه و با تحمیق و تمسخر از او ستاندند و بخش عظیمی از سرمایه های معنوی اش را به یغما بردند.  

 

به نظر تو آیا دارم شعار می دهم؟ نه! صبر كن بقیه اش مانده.

 IMG4UP

 

 

كدام شعار؟! دیگر زمانی برای شعار دادن باقی نمانده است.  روزی نیست كه دست غارتِ ابتذال و فساد به سوی گروهی از خواهرانم دراز نشود و عده ای را تا مرز سوختنِ همه سرمایه های معنوی اش به اسیری نبَرَد. سرمایه ی عفافِ تنی چند از دختران ایران دارد در آتش می سوزد و گاه زبانه می كشد و تو آن وقت فكر می كنی دارم شعار می دهم؟!

 

خواهرم!

                   IMG4UP                                       IMG4UP

 

لحظه ای درنگ كن و مرا ببخش كه روح لطیفت را آرزردم. من به فدای تو و تمامِ حُسن و مهربانیت. كاش می مُردم و صدای شكستن قلبت را نمی شنیدم. تو به فرموده ی آقایمان علی -همسر زهرا- (سلام الله علیهما) ریحانه ای. تو گلی، یاسی، نرگسی، لاله ای، نیلوفری، نسترنی، شقایقی، تو گلِ نازی، تو... .   

 

 IMG4UP

 

ای گل ناز! چه شد كه حجاب بر انداختی و در میان نامحرمان جلوه كردی؟ تو شاید هنوز ندانسته ای چه كرده ای ولی من می دانم. تو ای فرشته! بال های پروازت را شكسته ای و درمیان هزاران چشمِ خطرساز، فرصت رهیدن را از خود ستانده ای. در لحظه ای كه  بال هایت شكست و چادرت بر زمین ریخت؛ شیشه ی قلب هایی كه در انتظار پرواز تو  می تپید، شكسـت. شیطان از این فرصتِ بی مثال بهره  برد و در مسیر رفتنت چاله  ساخت. تا در گاهِ فرو رفتنت در چاه، به زخم هایی كه بر قلبت خواهد نشست؛ قاه قاه بخندد.

                                                     IMG4UP         <a href=              

 

آیا فكر نكردی بی بال شدن تو را از صف فرشته های زمین، جدا خواهد نمود؟ چرا به این ها فكر نكرده بودی؟                                                                                          IMG4UP 

خانه ی عزت و آبرویت را چرا ترك كردی؟ یادم هست حجاب برایت شده بود یك قلعه. تو آن وقت ها خیلی عزیز بودی، نفوذ ناپذیر بودی. هیچ نگاه آلوده ای، با اشتیاق و راحتی،  نمی توانست جسم و جانت را نشانه بگیرد و هیچ زبانی نمی توانست در آزردنت در دهان  بچرخد. تو اما در معرض فراوانیِ تیرها خلعِ سلاح شده ای. 

خواهرم !!

   IMG4UP

شیطان در برهنگیِ تو طمع كرده است چرا توجه نمی كنی؟! به خدا قسم شیطان در برهنگیِ تو طمع كرده، اگر اینطور نبود این همه فساد و گناه، از برهنگیِ زن منبعث نمی شد. قدرتمندترین سلاح برای یك دختر در مصاف با حمله های ابلیس و سربازانش، حجاب است. این دشمن بزرگ را با تأسی به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیهما)، ذلیل كن.

راستی نكند حضور شیطان و دشمنی اش را جدی نگرفته ای؟! 

قرآن را باز كن و سخن خدای لطیف را در سوره ی «فاطر» ببین كه می فرماید:

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿٦﴾ 

«البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید او فقط حزبش را به این دعوت مى‏كند كه اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند! آیه 6 سوره مبارکه فاطر 

شاید بگویی از كدام برهنگی حرف می زنی؟ من كه لباس بر تن می كنم؟!

 

راست می گویی لباس می پوشی ولیكن به همان مقدار كه موهایت را نشانِ نامحرمان می دهی، برهنه ای. باور كن این از چیزهایی است كه خدا پوشیده بودنش را از تو خواسته است. نباید غیر از آنان كه در حریم تواند و با تو محرم اند، آن را مشاهده كنند. و اما جسمِ تو نیز، نباید مورد اندازه گیری و جلب نظرِ مردان و پسران نامحرم قرار گیرد. تو در پوشیدنِ لباس های تنگ، برهنه ای.

 

به صدای قرآن گوش كن كه چه زیبا برای احترام تو سخن می گوید:

 يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّـهغَفُورًا رَحِيمًا ﴿59)

«اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافكنند، این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است». سوره احزاب/ آیه59

 

*خواهرم بس كن و از برداشتنِ حجاب، دست بردار.* 

به سمت خدای تمام زیبائی ها با شتاب برگرد، چرا كه خدا تو را خیلی دوست دارد و منتظرِ بازگشتِ توست

ماجرای ملاقات امام خمینی با زن مسیحی

زن مسیحی آفریقایی که علت آمدنش به پاریس را دیدار فقط حضرت امام عنوان می‌کرد، پس از دیدار در حالی که اشک می‌ریخت، گفت «من احساس می‌کنم اشتباه بزرگی کرده‌ام زیرا علاوه بر نشناختن درست مسیح (ع)، پیغمبر بعد از او را هم نشناخته‌ام، حالا آیت‌الله خمینی به من نوید و بشارت دادند تا راجع به او مطالعه کنم».

  مرضیه حدیدچی (دباغ) متولد ۱۳۱۸ از جمله زنان مبارز انقلاب اسلامى‏ است که فعالیت‌ها و حرکت‌هاى سیاسى خود را از سال ۴۶ آغاز کرد؛ وی در طول مبارزات خود، توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندان‌های مخوف رژیم پهلوی شکنجه‌های سختی را تحمل کرد.

 

این مبارز انقلاب اسلامی پس از آزادی از زندان به خارج از ایران رفته و در پاریس نیز به عنوان محافظ، ‌ حضرت امام خمینی (ره) را همراهی می‌کند. مسئولیت‌هایی چون فرماندهى سپاه همدان، ۳ دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و قائم مقامی جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران علاوه بر مبارزات ایثارگرانه و شجاعانه در برگ‌های ذرین دفتر زندگی این بانوی مجاهد به چشم می‌خورد. در سی‌و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بخشی از خاطرات این بانوی مبارز انقلابی با عنوان «لمحاتی از امام» را که به نقل از خودش در کتاب خاطراتش نقل شده مرور می‌کنیم.

 

تمام منش و روش زندگی امام برای ما الگویی تمام بوده و هست. آنقدر ایشان به مسائل عنایت داشت و همه‌جانبه‌نگر بودند که انسان در باورش نمی‌گنجد.

 

*امام در برابر اشتباهم سکوت کنید

در پاریس خرید مایحتاج خانه به عهده من بود هر روز فهرستی از مایحتاج بیت و آنچه که امام لازم داشتند تهیه می‌کردم و برای خرید می‌رفتم، برای این منظور مبلغی به عنوان تنخواه‌گردان از امام می‌گرفتم و مبالغ قبلی را هم تسویه می‌کردم.

 

یک بار خدمت امام رسیدم و خواستم حساب هزینه را مشخص و تصفیه کنم. وقتی عدد و رقم را برای امام جمع زدم، امام پرسیدند «اشتباه نکردید؟» دوباره شروع به جمع و تفریق کردم و بعد گفتم «نه، درست است» امام سکوت کرد و هیچ نگفت وقتی برای خرید رفتم، دیدم که مبلغی پول زیاد آورده‌ام؛ دوباره حساب و کتاب کردم، فهمیدم که به میزان ۸۱ فرانک اشتباه کرده‌ام و ۹ فرانک را به ۹۰ فرانک محاسبه کرده‌ام؛ به خدمت امام رفتم و گفتم «حاج‌آقا! من اشتباه کردم و پول زیاد آوردم!» امام گفتند «من‌‌ همان وقت فهمیدم، می‌خواستم خودتان به موضوع برسید».

 در این برخورد امام، ظرافت و درس اخلاقی بزرگی مست‌تر بود. اگر ایشان‌‌ همان ابتدا بر اشتباهم اصرار می‌ورزیدند، احساسی در من به وجود می‌آمد که در این خانه به من اعتمادی نیست و به تبع آن دلسرد می‌شدم. اما وقتی امام با وجود اطمینان به اشتباهم چنین برخوردی کردند، دریافتم خالصانه و صادقانه است و به برکت همین نوع برخورد‌ها و به ادعای بسیاری از دوستان من از اعتماد به نفسی برخوردار شدم که همیشه زبانزد بود.

 

* نامه‌های امام را در آشپزخانه باز می‌کردم

از دیگر کار‌ها در روزهای اول ورودم در بیت امام، گشودن نامه‌هایی بود که از اقصی نقاط دنیا برای امام می‌آمد. بخشی از وقت امام صرف مطالعه این نامه‌ها می‌شد و حتی به برخی هم پاسخ می‌دادند. با توجه به حجم گسترده نامه‌ها و مرسولات احتمال هر نوع خطری می‌رفت و من بیم داشتم که از این طریق به جان حضرت امام آسیبی برسد، از این رو ابتدا خود نامه‌ها را در آشپزخانه و با مهارتی که داشتم باز می‌کردم و بعد در اختیار امام قرار می‌دادم تا در صورت خطر احتمالی، آسیبی به ایشان نرسد.

روزی امام وارد آشپزخانه شدند و مرا در حال گشودن نامه‌ها دیدند، فرمودند «خواهر طاهره! من راضی نیستم که شما این کار را بکنید!» ابتدا منظورشان را نفهمیدم فکر کردم که از این کارم ناراحتند و نمی‌خواهند من نامه‌ها را ببینم، از این‌رو عرض کردم «والله داخل نامه‌ها را نگاه نمی‌کنم؛ فقط به خاطر مسائل امنیتی در پاکت را باز می‌کنم و بعد خدمت می‌آورم» ایشان گفتند «به این خاطر نمی‌گویم، می‌گویم اگر برای من خطر دارد برای شما هم خطر دارد، حالا چرا شما به خطر بیفتید؟» عرض کردم «امت و ملتی در انتظار شما هستند» فرمودند «شما هم هشت تا بچه دارید که در ایران منتظرتان هستند» توضیح دادم که برای این کار آموزش‌هایی دیده‌ام و مهارت‌هایی دارم که خطر و آسیب‌اش برایم کمتر است و امام گفتند «یک ساعتی بیایید و به من هم آن‌ها را یاد بدهید».

این برخورد و رفتار امام، نوعی حس همدردی بود، ‌که بین خود و دیگران فرقی نمی‌گذاشت و خودشان را همپای آن‌ها و نه بالا‌تر و بر‌تر می‌دیدند. ایشان اندازه جان خودشان برای جان دیگران ارزش قائل بودند.

 

* دیدار زن مسیحی با امام

 در خصوص گفت‌وگوهای مطبوعاتی و یا حتی تلویزیونی، حضرت امام بدون اینکه بپرسند خبرنگار آقاست یا خانم، اجازه دیدار می‌دادند و بنابر فتوای ایشان نیازی نبود که زنان دیگر را امر به حجاب کنیم. روزی خانمی سیه چهره به نوفل لوشاتو آمد او اصرار داشت که امام را امروز ببیند و بر روی خواسته‌اش خیلی پافشاری می‌کرد و سرانجام توانست به دیدار امام برود.

 امام از مترجم پرسیده بود که «این خانم کیست و از کجا آمده و چرا اصرار دارد که همین امروز مرا ببیند» آن خانم گفته بود که «من خودم را از آفریقا به اینجا رسانده‌ام، بعد از مطالعه سرگذشت شما، هر چه مثل النگو و گوشواره نقره و لباس اضافی داشتم فروختم و پولی فراهم کردم، تا بتوانم بلیت رفت و برگشتم را تهیه کنم و به دیدار شما بیایم؛ اگر می‌خواستم امروز به من وقت ملاقات بدهند، برای این نبود که فکر کنید گدایم؛ من خانه و زندگی و شوهر دارم، ولی برای این سفر فقط بلیت رفت و برگشت گرفته‌ام و هزینه اقامت یک شب در اینجا را ندارم، بنابراین باید هر چه زود‌تر به پاریس برگردم تا با پرواز برگشت [امشب] به کشورم بازگردم. قصدم از آمدن تنها دیدن شما بود، می‌پنداشتم که دیدن شما مثل حضرت مسیح (ع) است، همیشه در ذهنم به این می‌اندیشیدم که اگر من در دوران حضرت مسیح (ع) بودم و او را می‌دیدم چه می‌کردم، حالا فهمیدم شما برای دین کار می‌کنید از اینکه توانستم شما را از نزدیک ببینم، خوشحالم».

 

حضرت امام چند جمله از حضرت مسیح (ع) و چند جمله از اسلام برای او گفتند، سپس به حاج‌ احمدآقا گفتند که چند دلاری به آن زن بدهند تا اگر از پرواز عقب ماند، خرج برگشت داشته باشد.

وقتی این خانم سیاه‌پوست از اتاق بیرون آمد، به پهنای صورتش اشک می‌ریخت. از مترجم علت گریه‌اش را پرسیدم، مترجم پس از آن پرسش و پاسخی، گفت «این خانم می‌گوید من احساس می‌کنم اشتباه بزرگی کرده‌ام زیرا علاوه بر نشناختن درست مسیح (ع)، پیغمبر بعد از او را هم نشناخته‌ام، حالا آیت‌الله خمینی به من نوید و بشارت دادند تا راجع به او مطالعه کنم. اکنون احساس می‌کنم که عشق و علاقه‌ای به این پیامبر ـ حضرت محمد (ص) ـ پیدا کرده‌ام و او مرا به جاهای خیلی خوبی خواهد رساند
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1391ساعت 19:51 توسط صفا| |



پرهيز از افراط و تفريط ....

 * امام زمام (عج) در توقيعي مي فرمايند:
«تقوا پيشه کنيد، تسليم ما باشيد و کار را به ما واگذاريد که بر ماست شما را از سرچشمه سيراب بيرون آوريم چنانکه بردن شما به سرچشمه از سوي ما بود ... به سمت راست ميل نکنيد و به سوي چپ نيز منحرف  شوند


 IMG4UP



*توجه به آن حضرت همراه با محبت

امام زمان (ع) در توقيع شريفي خطاب به شيعيان مي فرمايند: «توجه خود را همراه با محبت و دوستي به سوي ما قرار دهيد و در مسير دستورات روشن و قطعي دين حرکت کنيد که همانا من براي شما خيرخواهي مي کنم و خداوند گواه است بر من و شما و اگر نبود علاقه ما به نيکو بودن شما و رحمت و مهربانيمان بر شما، به سخن گفتن با شما نمي پرداختيم.»(2)



*ولايت حضرت علي (ع)

در تشرف مرحوم علي بغدادي (ره) در مسير کاظمين، ايشان پرسش هايي را از محضر امام زمان (ع) مي پرسد از جمله مي گويد:

پرسيدم: «روزي نزد مرحوم شيخ عبدالرزاق که مدرس حوزه بود، رفتم. شنيدم که بر روي منبر مي گفت: کسي که در طول عمر خود روزها روزه باشد و شب ها را به عبادت به سر برد و چهل حج عمره بجاي بجاي آورد و در ميان صفا و مروه بميرد ولي از دوستداران و محبان و مواليان اميرالمؤمنين (ع) نباشد براي او چيزي محسوب نمي شود.» امام زمان (ع) فرمودند: «آري والله براي او چيزي نيست.»



*توسل به حضرت زينب (ع) جهت تعجيل در فرج

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.» (3)



*عرضه اعمال به محضر مقدس امام زمان (عج)

در تشرف مرحوم شيخ محمد طاهر نجفي (ره) خادم مسجد کوفه، حضرت مي فرمايند: «آيا ما شما را هر روز رعايت نمي کنيم؟ آيا اعمال شما بر ما عرضه نمي شود؟»



 *شيعيان چرا ما را نمي خواهند؟!

مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»



*اخلاص در عمل
يکي از علماي بزرگ اصفهاني مي گويد: «شبي در عالم رؤيا امام زمان (ع) را ديدم. به ايشان عرض کردم چه کنم که به شما نزديک شوم؟» فرمودند: «عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده.» من به ذهنم رسيد که يعني در مورد هر کاري ببين اگر امام زمان (ع) اين کار را مي کند تو هم انجام بده. پرسيدم: «چه کنم که در اين امر موفق باشم؟!» فرمود: «الاخلاص في العمل؛ يعني، در کارهاي خود اخلاص داشته باش.»



*بردباري و شکيبايي
در تشرف مرحوم سيد کريم پينه دوز (ره) از اخيار تهران که در خانه اجاره اي زندگي مي کرده است و با پايان يافتن مدت اجاره دچار رنج و زحمت مي گردد ضمن اينکه به او بشارت مي دهند، نگران نباشيد منزل درست مي شود مي فرمايند: «دوستان ما بايد در فراز و نشيب ها شکيبا و بردبار باشند.»


* تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) که سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درک حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درک حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالکان آقا سيد احمد کربلايي (ره) استفاده مي کردم تا از نظر ايشان به حد کمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افکار عرفان خالي کردم و با کمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا کردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن که حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده کردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنکارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انکار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»



 *کمک به مردم
در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»


در احوالات يکي از محبان و شيعيان آمده که پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي کرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت کن.» من فهمديم که امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.



*توسل به قمر بني هاشم (ع)

از مرحوم آيت الله مرعشي نجفي (ره) نقل شده است که يکي از علماي نجف اشرف که به قم آمده بود مي گفت: «مدتي براي رفع مشکلي به مسجد جمکران مي رفتم و نتيجه نمي گرفتم روزي هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم مولا جان! آيا بد نيست با وجود امام معصوم (ع) به علمدار کربلا قمر بني هاشم (ع) متوسل شوم و او را در نزد خدا شفيع قرار دهم؟!» در حالتي ميان خواب و بيداري امام زمان (ع) فرمودند: «نه تنها بد نيست و ناراحت نمي شوم بلکه شما را راهنمايي مي کنم که چون خواستي از حضرت ابوالفضل العباس (ع) حاجت بخواهي اين چنين بگو: يا أبالغوث ادرکني.»



*احترام به قرآن

در تشرفي که براي مرحوم حاج شيخ محمدحسن مولوي قندهاري در حرم مطهر ابوالفضل العباس (ع) روي داده است ايشان مي گويد ديدم قرآني روي زمين بر سر راه افتاده است به من فرمودند: «هوشيار باش و به قرآن احترام کن. من خم شم و قرآن را برداشتم و بوسيدم و در قفسه گذاشتم.»



*خدمت به محرومان

آقاي محمد علي برهاني مي گويد در خرداد 1358 هـ.ق براي رسيدگي به مردم محروم منطقه فريدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشين خراب شد و در بيابان تنها ماندم. ديدم چاره حز توسل به مولايم حضرت صاحب الزمان (ع) نيست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «يا اباصالح المهدي! ادرکني.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشريف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسيله نقليه فرمود: «ما هم اينجا رفت و آمد مي کنيم. شما هم خيلي مأجوريد چون خدمت به محرومين مي کنيد. و اين روش جدّم حضرت علي (ع) است. تا مي توانيد در حدّ تمکّن به اين طبقه خدمت کنيد و دست از اين کار بر نداريد که کار خوبي است.»



*روضه حضرت ابوالفضل (ع)

در تشرّف آقاي محمد علي فشندي تهراني (ره) پس از اينکه نماز امام حسين (ع) در شب هشتم ذيحجه را به او ياد مي دهند حاج محمد علي مي پرسد: «فردا شب امام زمان (ع) در چادرهاي حجاج مي آيد و به آنان نظر دارد؟» فرمود: «در چادر شما مي آيند چون فردا شب مصيبت عموريم حضرت ابوالفضل (ع) در آن خوانده مي شود.»


*ايران شيعه، خانه ماست
مرحوم آيت الله ميرزا محمد حسن نائيني (ره) در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليس و روس خيلي نگران بودند از اين که کشور دوستداران امام زمان (ع) از بين برود و سقوط کند. شبي به امام عصر (ع) متوسل مي شود و در خواب مي بيند ديواري است به شکل نقشه ايران که شکست برداشته و خم شده است و در زير اين ديوار تعدادي زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سر آنها خراب مي شود. مرحوم نائيني چون اين صحنه را مي بيند بسيار نگران مي شود و فرياد مي زند: «خدايا، اين وضع به کجا خواهد انجاميد؟» در همين حال مي بيند حضرت ولي عصر (ع) تشريف آوردند و با دست مبارکشان ديوار را که در حال افتادن بود گرفتند و بلند کردند و دوباره سر جايش قرار دادند و فرمودند: «اينجا (ايران شيعه)، خانه ما است. مي شکند، خم مي شود، خطر است ولي ما نمي گذاريم سقوط کند ما نگهش مي داريم.»



*مواظبت بر قرائت و خواندن قرآن
در تشرّف شيخ محمد حسن مازندراني که به بيماري سل مبتلا بوده است او را شفا مي دهند و به او مي فرمايند: «بر ت باد به مواظبت بر قرائت قرآن.

نوشته شده در شنبه دهم تیر 1391ساعت 18:49 توسط صفا| |


بسم الله الرحمن الرحیم 

آنچه پیش رو دارید پاسخ های شفاهی عارف بزرگ آیت الله العظمی بهجت مدظله العالی است که به شما خوانندگان گرامی تقدیم می شود .

_ سوال :  خوابم زیاد و نماز صبحم را در آخرین دقیقه می خوانم چه چاره ای کنم  ؟

جواب : کم آب بخورید ( خوردن آب زیاد و مایعات و مصرف ماست و دوغ در شب موجب سنگینی خواب می شود )

_سوال : در اسجده زیاد گاهی علامت مهر بر روی پیشانی می ماند آیا این حالت ریا محسوب می شود ؟

جواب :سجده طولانی از عباداتی است که کمر شیطان را می کشند اما کسی که سجده طولانی انجام دهد باید مواظب باشد که مرتکب ریا نشود  و بعد از سجده باید جلو آیینه بایستد و ببیند آیا جای مهر در پیشانی اش نقش بسته است یا نه اگر نقش بسته بود مقداری بماند تا به صفت رذیله  مبتلا نشود .ان شا ءالله 


_سوال : برای رفع تنبلی و کسالت در عبادات چه باید کرد ؟

جواب : در اوقات نشاط  ومشغول به عبادت مستحب شوید و در اوقات کسالت اقصار بر واجبات نمایید (یعنی در اوقات کسالت به همان واجبات اکتفا کنید ).


_سوال : برای توفیق نماز شب چه کنیم ؟

جواب :با قرائت آیه آخر سوره کهف و اهتمام به این امر و اگر علاج نشد تقدیم بر نصف می شود (به نیت بیدار شدن ساعتی خاص مداومت به قرائت  آیه آخر سوره کهف نماید و اگر نتیجه نداد نماز را قبل از نیمه شب به جا آورد .


_ سوال : چه کنیم تا نماز صبح مان قضا نشود چون گاهی نمازمان قضا می شود و ما ناراحت می شویم ؟

جواب : کسی که باقی نماز هایش را در اول وقت بخواند خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد


_ سوال :برای ازدیاد محبت به حضرت ولی عصر (عج ) چه کنیم ؟ 

جواب  : گناه صغیره و کبیره نکنید و نماز اول وقت بخوانید .


_سوال : برای دوری از ریا چه باید کرد ؟

جواب : با عقیده کامل  اکثار (( حوقله )) کند ( یعنی زیاد بگوید : لا حول و لا قوة بالله العلی العظیم ).


نوشته شده در جمعه دوم تیر 1391ساعت 23:31 توسط صفا| |



IMG4UP<a href=

مترجمان قرآن خدمات بزرگی به قرآن کرده و در راه گسترش فرهنگ قرآنی گام هایبلندی برداشته اند اما ترجمه قرآن در طول تاریخ اسلام سیر تکاملی را پیموده است و به اعتراف مترجمان قرآن ترجمه نهایی و مطلوب تاکنون حاصل نشده است از این رو لازم است ترجمه قرآن سیرتکاملی خویش را ادامه دهد و این حرکت تکاملی بدون نقد و بررسی و آسیب شناسی ترجمه های پیشین امکان ندارد بنابراین آسیب شناسی ترجمه های قرآنی به معنای نادیده گرفتن زحمات و نقاط قوت ترجمه ها نیست و اگر نامی از مترجمی محترم به میان می آید نوعی احترام به اوست و این نقدها هم چون اصل ترجمه ها چراغ راه آیند گان خواهد شد تا ترجمه های استوارتر و دقیق تر و کامل تر از قرآن شکل بگیرد .  

روش شناسی نقد ترجمه های قرآن 

آسیب شناسی ها و نقدها ی ترجمه قرآن به چند شیوه انجام شده است .

الف : نقد و بررسی خاص

دراین شیوه ناقد یک ترجمه خاص مثل ترجمه ((مجتبوی ))را انتخاب کرده و به بررسی و نقد آن پرداخته است که این شیوه خود به دو صورت فرعی انجام گرفته گرفته است :

1_نقد و بررسی ترتیبی یک ترجمه 

یعنی ناقد با بررسی سوره یا آیه  به آیه صورت ترتیبی به نقد ترجمه ها پرداخته است .

2_ نقد و بررسیموضوعی یک ترجمه 

یعنی ناقد موضوعات مختلف هم چون لغزش های ادبی و کلامی وویرایشی و را دریک ترجمه خاص پی گیری کرده است 

ب : نقد و بررسی عام 

در این شیوه ناقد بدنبال نقد ترجمه شخص خاصی نیست بلکه موضوعات گوناگون (مثل لغزش های ادبی _تفسیری و ....) رادرترجمه های متعدد پی جویی می کند و از ان مثال می آورد . تذکر :در آسیب شناسی ترجمه قرآن لازم است و به روش و سبک مترجم قرآن توجه شود  (( که در برخی موارد در مقدمه یا پی نوشت ترجمه بیان شده است ))چرا که اساس یک روش ترجمه نمی توان ترجمه به روش دیگر را نقد کرد و همین گونه در مورد سبک های تر جمه قرآن برای مثال اگر کسی بر اساس روش ترجمه تحت اللفظی ترجمه کرده است نمی توان به او اشکال کرد که چرا فعل فارسی را در جمله نیاورده است و نیز کسی که بر اساس شعر ترجمه کرده است لازم است بهمشکلات و تنگناهای شعری توجه کنیم سپس او را نقد کنیم .


تقسیم بندی آسیب های ترجمه های قرآن 

* آسیب های ترجمه های قرآن را از جهات متعدد می توان تقسیم کرد ولی ما در این نوشتار از تقسیم بندی ذیل استفاده می کنیم :

اول : آسیب های علمی ترجمه 

دوم : آسیب های فنی ترجمه 

سوم : آسیب های مبنایی 

چهارم :آسیب های اخلاقی 


پنجم : آسیب های ترجمه های مستشرقان 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 23:41 توسط صفا| |



((بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخر الزمان  و دعا فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه است البته دعایی که همه اعمال ما اثر بگذارد قطعا اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند مبصراتی دیدنی هایی خواهند داشت باید دعا را با شرایط آن خواند و ((توبه از گناهان )) از جمله شرایط دعا است مخصوصا دعای شریف ((عظم البلاء و برخ الخفاء)) را بخوانیم و از خدا بخواهیم که صاحب کار را برساند با او باشیم اگر رساند که رساند و اگر نرساند حداقل از کنار او دور نشویم از رضای او دور نرویم و امام زمان علیه السلام حرف هایی را که ما با یکدیگر می زنیم می داند در هر حال برایتعجیل در امر فرج و رفع نگرانی و گرفتاری ها و نجات و اصلاح حال مومنین این دعا را بخوانیم ((اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهور )) خداوند با ظهور حضرت حجت  این ناراحتی و نگرانی را از این امت برطرف نما ! تنها انتظار فرج کافی نیست ((تهیا )) امادگی اطاعت و بندگی نیز لازم است مخصوصا با توجه به قضایایی که پیش از ظهور امام زمانواقع می شود به حدی که ((ملئت ظلما و جورا )خدا می داند که به واسطه ضعف ایمان بر سر افراد چه آید خدا کند که ظهور آن حضرت با عافیت مطلق برای اهل ایمان باشد و زود تحقق پیدا کند ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان بخصوص اهل ایمان می آید .کارد به استخوان رسیده است بیماری های مختلف و حوادث زیاد شده است باید در مشاهد مشرفه و مواقف مهمه برای رفع ابتلاعات شیعه دعا کرد و تضرع نمود IMG4UP">IMG4UP


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 23:50 توسط صفا| |

.بررسی تطبیقی داستان ولادت عیسی و مریم......

تطبیقی داستان ولادت حضرت عیسی(ع) و نیز داستان‌های مربوط به مریم(س) و زكریا و یحیی در قرآن و عهد جدید است. جایگاه والایی كه قرآن برای عیسی(ع) و نیز امتیازات خاصی كه برای وی قائل می‌باشد در سه سورهٔ آل عمران، مائده و مریم(س) بیان گردیده است.هر چند بنابر ظاهر،اسلام به عنوان یك دین ابراهیمی به یهودیت نزدیك‌تر است تا به مسیحیت ولی جایگاه ویژه‌ای كه اسلام برای عیسی(ع) و مریم(س) قائل است باعث می‌شود كه اسلام از یهودیت فاصله بگیرد. در این مقاله تلاش نموده‌ایم تا وجوه افتراق و اشتراك داستان‌های فوق‌الذكر را استخراج نموده و در دسترس قرار دهیم.
كلید واژه‌ها:قرآن،عهد جدید،مریم(س)، عیسی(ع)، زكریا، یحیی.

مقدمه
دیدگاه قرآن كریم در مقایسه با كتاب مقدس در طرح داستان‌ها معمولا دارای چند تفاوت عمده است كه از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
الف ـ كتاب مقدس به ذكر اسامی اشخاص حتی اشخاصی كه با اصل داستان ارتباط چندانی ندارند اهمیت می‌دهد ولی در قرآن اسامی اشخاص به ندرت ذكر می‌شود.
ب ـ قرآن در بیان داستان‌ها معمولا شیوه ایجاز را برمی‌گزیند و از ذكر جزئیات دوری می‌نماید،ولی كتاب مقدس داستان‌ها را به صورت مطول و تكراری می‌آورد.
در این مقاله با عنایت به آیات قرآن و داستان‌های كتاب مقدس به ذكر تفاوت‌های اساسی و اختلافات جزئی داستان ولادت عیسی(ع) و داستان‌های مربوط به زكریا(ع) و مریم(س) می‌پردازیم.

1.مریم(س)
قرآن كریم در سورهٔ آل عمران آیات 35ـ41 به ذكر جزئیاتی دربارهٔ ولادت مریم(س) و نذر شدن1او اشاره می‌كند ولی در اناجیل درباره ولادت و كودكی مریم(س) سخنی نیست و فقط هنگامی كه مریم می‌پذیرد مادر كلمه مجسم (مسیح(ع)) باشد،به تاریخ وارد می‌شود. (لوقا،26:1)
دراین مورد به نظر می‌رسد كه نوعی سنت‌شكنی صورت گرفته است و قرآن به جای كتاب مقدس به ذكر جزئیات پرداخته است. به طور كلی می‌توان گفت كه قرآن كریم شأن و منزلت ویژه‌ای برای مریم(س) قائل است به گونه‌ای كه تنها اسم خاصی كه برای زنان در قرآن آمده است،مریم(س) كه نام وی 34 بار در قرآن ذكر گردیده است، همچنین از 25 موردی كه در قرآن نام عیسی(ع) آمده است 16بار همراه با نام مریم است كه 3 بار به صورت عیسی‌بن مریم و 13 بار به صورت المسیح بن‌مریم آمده است.نیز از سه موردی كه واژه «والده» در قرآن به كار رفته دو مورد بر مریم(س) اطلاق گردیده است.در این مورد می‌توان گفت واژهٔ والده یا مادر در قرآن برای مریم(س) عَلَم شده است و این در حالی است كه مادر شدن حضرت مریم(س) امری خارق‌العاده و كاملا استثنایی است،اما با این همه منزلت و عظمتی كه مریم(س) و عیسی(س) در قرآن دارند هرگز دارای مرتبه فوق بشری نیستند.در سوره مائده،آیهٔ 17 می‌فرماید:زیرا مسیح پسر مریم و مادرش انسان‌هایی هستند كه اگر خدا اراده كند به هلاكتشان می‌رساند.
همچنین در سوره مائده،آیهٔ 116بر سبیل استفهام انكاری از عیسی می‌پرسد:ای عیسی پسر مریم آیا تو به مردم گفتی:من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟
لازم به ذكر است كه داستان ترك مریم(س) توسط یوسف (نامزد وی) و الهام شدن به یوسف و ازدواج وی با مریم(س) در انجیل،به تفصیل بیان شده در حالی كه در قرآن هیچ سخنی از نامزد داشتن مریم و یوسف به میان نیامده است.

2.آبستنی مریم(س) و گفتگوی او
مریم به فرشته گفت:«این چگونه می‌شود و حال آن كه من مردی را نشناخته‌ام». (لوقا،34:1)
مریم گفت:«پروردگارا!چگونه مرا فرزندی خواهد بود با آنكه بشری به من دست نزده است».(آل عمران/47)
[مریم]گفت:«چگونه مرا پسری باشد با آنكه دست هیچ بشری به من نرسیده و من بدكار نبوده‌ام».(مریم/20)
در لوقا و قرآن،مریم اظهار می‌نماید كه هیچ بشری اورا لمس نكرده است و هیچ مردی او را نشناخته است و بدكاره نیز نبود است با این حال چگونه ممكن است كه او را فرزندی باشد؟
در قرآن پاسخ به این سئوال این گونه بیان شده است كه:خداوند بر هر كاری كه اراده فرماید توانا است و چون فرمان دهد آن امر قطعا محقق می‌شود.(مریم/21 و آل عمران/47)
ولی در لوقا پاسخ می‌دهد كه:قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افكند و سپس مریم تسلیم امر خداوند می‌شود.(لوقا،35:1) و (لوقا،38:1)
و نیز در قرآن آمده است كه پس از آبستن شدن مریم(س)،او به مكان دور افتاده‌ای پناهنده شد.(مومنون/50) ولی در لوقا آمده كه او به خانه زكریا و الیصابات در آمد.(لوقا، 39:1 و 40)

3.وارد شدن جبرئیل نزد مریم و بشارت ولادت عیسی(ع)
فأرسلنا إلیها روحنا فتمثّل لها بشرا سویّا(مربم،19/17)؛روح خود را به سوی او فرستادیم تا به شكل بشری خوش‌اندام بر او نمایان شد.
جبرئیل فرشته از جانب خدا… نزد باكره‌ای…به نام مریم فرستاده شد.(لوقا،26:1 و 27)
فرشتگان گفتند:ای مریم!خداوند تو را برگزیده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است.(آل عمران/42)
فرشته نزد او داخل شده گفت:«سلام بر تو ای نعمت رسیده! خداوند با توست و تو در میان زنان مبارك هستی».(لوقا،28:1)
مریم پاك2 به محراب سجود مرتزق از سفره ناب وجود3
خداوند تو را به كلمه‌ای از جانب خود، كه نامش مسیح است مژده می‌دهد در حالی كه او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان[درگاه]خدا است و در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است.(آل عمران/45 و 46)
آیات 91 سورهٔ انبیاء و 12 سورهٔ تحریم و 171سورهٔ نساء به پاك‌دامنی مریم(س) اشاره می‌كنند.
هر دو كتاب،فرشته مزبور را جبرئیل دانسته‌اند و از اضطراب و ترس مریم در هنگام ملاقات با فرشته سخن گفته‌اند همچنین جبرئیل در هر دو كتاب شمه‌ای از اوصاف نیك مولود موعود را برای مریم بیان نموده و بدین وسیله او را دلگرم كرده و ترس و اضطراب او را زایل می‌كند.(لوقا،28:1ـ33) و (مریم/17ـ 19)
در آیات 23 تا 37 سورهٔ مریم میلاد عیسی(ع) بیان می‌شود و در آن اشاره‌ای به قنداقه نشده ولی در لوقا،7:2 چنین آمده:پسر نخستین خود را زائید و او را در قنداقه پیچید،در آخور خوابانید زیرا كه برای ایشان در منزل جای نبود.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 2:55 توسط صفا| |


سوره کوثر و جایگاه حضرت زهرا سلام الله علیها 


بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿١﴾ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿٣﴾

بِاِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي

كمي در رابطه با سوره كوثر صحبت هايي كردم. بحث امروزم در رابطه با جوهر انسان ها است. كه بعضي از انسانها جوهر دارند. ظرفيت دارند. و بعضي هم ظرفيت ندارند. می پرسیم اصول دين چند تا است؟ مي گويد سه تا. خوراك، پوشاك، مسكن. خانه، ماشين، تلفن. ظرفيتش در همين است. ظرفيتها خيلي مهم است. قرآن به بعضي ها مي گويد بي ظرفيت. «ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنْ الْعِلْمِ النجم/30 » اين سوادش همين قدر است و بيشتر از اين نيست. 50 يا 60 جلد كتاب خوانده است حالا ديگر فكر مي كند كه فارغ التحصيل است و كلمه فارغ را روي خودش مي گذارد. خدا به پيغمبرش مي گويد كه تو فارغ نيستي «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ الشرح/7» اگر از يك كتابي فارغ شدي يك كتاب نو را شروع كن. ولي ما با خواندن 50 يا 200 يا 300 جلد كتاب لقب فارغ را روي خودمان مي گذاريم. «ذَلِكَ مَبْلَغُهُمْ النجم/30» مثل بچه هايي كه قلّكشان پر از پول مي شود. مي گويد: بابا پولدار شدم و دائم قلّكش را تكان مي دهد و مي گويد كه پولدار شدم. مي گوييم خوب اين ديگر بچه است. خدا به بعضي ها گفته است كه اينها ديگر... ولي بچه هايي داريم كه ظرفيتشان بالا است. ما در جبهه، بچه هايي بودند حدود 15 يا 16 سال وقتي كه به آنها مي گفتند كه آرزويتان چيست؟ مي گفتند: آرزويمان اين است كه پرچم اسلام در تمام بلاد كره زمين نصب بشود. بچه 16 ساله بود ولي جوهر داشت. خداوند به پيغمبر يك دختر داد: انّا اعطيناك الكوثر. ما به تو كوثر داده ايم. امّا اين زهرا چقدر جوهر داشت. 18 سال هم بيشتر عمر نداشت اما يك دختر 18 ساله چقدر جوهر دارد، چقدر ظرفيت دارد.
عرض كنم كه وقتي كه به انسان تهمت مي زنند يا انسان بايد خودش دفاع كند، يا مردم، يا خدا.
1- برخورد پیامبر در مرگ فرزندش ابراهیم
يكي از دشمنان اسلام به پيغمبر گفت: ابتر. ابتر يعني بي عقبه. مي گفتند تو كه پسر نداري. پيغمبر پسر داشت منتهي در كودكي از دنيا رفتند. حالا در اينجا من يك چيزي يادم آمد بگويم: پيامبر پسري داشت به نام ابراهيم وقتي كه از دنيا رفت اتفاقاً در آن شب خورشيد يا ماه گرفت. مردم گفتند كه ببينيد اين پسر پيغمبر از دنيا رفته، خورشيد گرفته ويا ماه گرفته است. پيغمبر فوري رفت منبر و فرمود: پسر من هم مثل بقيه پسرها مرد. خورشيد و ماه به خاطر مرگ كسي تغيير نمي كنند. از اين چه مي فهميم؟ از اين مي فهميم كه اگر در يك زماني يك تحليل غلطي براي شما گفتند. مثلاً آيت الله نيستي مردم به شما مي گويند آيت الله. بگو مردم من آيت الله نيستم. دكتر نيستي مردم مي گويند جناب دكتر. بگو آقا من دكتر نيستم. ايشان بسيار آدم متّقي و انقلابي است بگو نه بابا اين خبرها نيست. اگر يك لقبي را به شما دادند و تو مي داني كه اهل آن لقب نيستي. زيرسبيلي رد كردي و گفتي خوب بگذار حالا كه مريد من هستند خوب باشند. بگذار هرچه كه مي خواهند بگويند. اگر اين لقبهاي بزرگ را به شما دادند و شما دفاع نكردي، قطعاً جهنّمي هستي. قرآن مي گويد قطعاً. قرآن مي فرمايد كساني كه «يحبّون» يعني دوست دارند «ان يحمدوا» حمد و ستايش بشوند، «بما» به چيزي كه «لم يفعلوا» به كار نكرده دوست دارند كه ستايش بشوند. تقوا ندارند مي گويند كه متّقي است. نماز شب نمي خواند ولي مي گويند كه نماز شب خوان است. تحصيل كرده است. نمي دانم خدوم است. في سبيل الله كار مي كند. انقلابي است. آيت الله است. دكتر است. مهندس است. حتّي سيّد نيست به او مي گويند كه سيّد است و او هم هيچ چيزي نمي گويد و مي گويد كه بگذار بگويند. اگر كسي خوشش بيايد كه به كار نكرده ستايش بشود. لقبي كه ندارد به او مي دهند و او هم خوشش مي آيد. قرآن در پشت سرش مي گويد: «فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ آل عمران/188» مفازة يعني فوز و رستگاري. يعني احتمال ندهيد كه اين اهل رستگار باشد و يعني اينكه قطعاً جهنّمي است. مواظب باشيم كه بي خودي تعريفمان را نكنند. اگر در يك جايي تعريف بيخودي از كسي مي كنند جلويشان را بگيريد.
2- برخورد اسلام با افراد چاپلوس و متملّق
حديث داريم: «احثوا» يعني بپاشيد «تراب» خاك بريزيد در دهان «احثوا التراب في وجوه المداحين» در وجوه كساني كه چاپلوس هستند. «في وجوه المدّاحين» مدّاح يعني كسي كه چاپلوس است. اگر مي خواهيد كه تعريف كنيد از خدا تعريف كنيد. از پيغمبران و اهل بيتش تعريف كنيد. از شهدا و علما و ايثارگرها، از آدمهاي بدرد بخور. دنبال هر كس و ناكسي، مثل لنگ دور پايش نچرخيد و عيبهايش را بپوشانيد و بله قربان گو باشيد. بله قربان گو نباشيد. حديث داريم: «إذا» زمانيكه «مدح» مدح شد، ستايش شد «إذا مدح الفاجر» آدمهاي پستي كه ستايش مي شوند «اهتز عرش الله» عرش خدا به لرزه در مي آيد. اين براي اين است كه به هر حال حرفها حساب دارند. تمام حرف ها ثبت مي شوند. قرآن مي گويد: «ما يلفظ من قول» هيچ قولي را به تلفظ در نمي آورد. يعني هيچ حرفي را نمي زند مگر «إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ق/18» مگر اينكه در كنار اين كلام رقيب و عتید است. يعني اينكه دو فرشته تمام كلمات تو را ثبت مي كنند. و اين ثبتها در روز قيامت ورقه هايش يا پرونده هايش باز مي شود. «و إذا الصحف نشرت» صحف يعني صحيفه، نامه ها باز مي شوند و مي گويند كه تو اينقدر چاپلوسي كرده اي. مشتاق ديدار. راستش را بگو شما كي مشتاق ديدار بودي؟
آنوقت خدا تعريف مي كند. تعريفهاي خدا درست است. پيغمبر: انّا اعطيناك الكوثر ما به تو كوثر داده ايم. پيغمبر ما بچه هاي كوچك پسر داشت كه در كودكي از دنيا رفته بودند و فقط يك دختر مانده بود. افرادي هم در زمان جاهليّت مي گفتند كه دختر جزو آدمها نيست و دختر را به حساب نمي آوردند. اصلاً همينكه «اذا بشّر احدهم بالانثي» عربي هايي كه مي خوانم قرآن است. اذا يعني زمانيكه، بشّر بشارت مي دادند به آنها. مثلاً به يك كسي خبر مي دادند كه همسرت دختر به دنيا آورده است وجه يعني صورتش سياه مي شد و مي گفت «يَتَوَارَى مِنْ الْقَوْمِ النحل/59» از قومش متواري بشود و پا به فرار بگذارد. همسرمان دختر زائيده فرار كنيم و از منطقه برويم « أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ النحل/59» تراب يعني زير خاكش كنيم. يعني زمان اين بود. خوب وقتي پيغمبر يك دختر داشت مي گفتند كه ابتر است و عقبه ندارد. خداوند مي گويد «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ الكوثر/3». برخوردها دو رقم است. بعضي وقتها يك كسي به آدم يك متلك مي گويد با اين متلكها چه كنيم؟ اين خودش يك سؤال است.
3- شیوه برخورد با نیش زبان ها
با آدمهايي كه متلك مي گويند چه كنيم؟ متلك را يك وقتي يك آدم خودي مي گويد. يك وقتي هم يك آدم سياسي مي گويد. اگر خودي ها يك متلكي را گفتند قرآن راجع به متلك خودي ها چند تا آيه دارد. متلك خودي ها: «والكاظمين الغيظ» عصباني ات كه كردند قورتش بده، كظم غيظ كن يعني خودت را نگه دار. اين براي خودي هاست. «والعافين عن النّاس» مردم را ببخش و كينه به دل نگير، متلك گفت خوب گفت يا غيبت كه كرد ببخشيدش «و اذا مرّوا باللغو مرّوا كراما» اگر چرت و پرت گفت بروي خودت نياور و با كرامت از كنارش رد شو. شتر ديدي نديدي. « وَإِذَا خَاطَبَهُمْ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا الفرقان/63» وقتي افراد نااهل به شما رسيدند با مسالمت با آنها رفتار كنيد. اگر خودي هستند با مسالمت رفتار كن و بزرگوارانه از كنارش رد شو، كظم غيظ كن، عفو كن. اين در رابطه با متلك خودي ها است. مثلاً شما به من متلك مي گويي، خوب بالاخره شما همان آدمي هستي كه در روز عاشورا پيراهن سياه مي پوشي و عزاداري مي كني، همان آدمي هستي كه نماز جمعه مي روي، نماز جماعت مي روي، همان آدمي هستي كه در انتخابات مي آيي و بالاخره خودي هستي، حالا از من بدت آمده. خوب حالا ول كن بابا حالا يك چرتي هم حواله ما مي كني. چون خودي هستي من بايد ببخشم.
اما يك وقت سياسي است. آدمهاي سياسي يعني اصلاً تحريك مي كنند. مي گويند سلمان رشدي بايد يك كتاب بنويسي و آبروي پيغمبر را بريزي و يك كاريكاتور بكشي. آنهايي كه با ابرقدرتها و دلار و برنامه ريزي. اگر با برنامه ريزي شد اين حسابش جدا است. حالا اين برنامه ريزي حسابش جدا است. ولذا افراد منافق که مي گفتند مؤمنين خُل هستند. خدا مي گويد خُل هستند؟ « أَلَا إِنَّهُمْ هُمْ السُّفَهَاءُ البقرة/13» خودتان خُل هستيد. پیامبر ابتر است. مي گويد: «شانئك هو الابتر». هو الابتر يعني خودت و جدّ آبادت ابتر هستيد به قول ما. خوب در رابطه با دفاع گاهي انسان بايد خودش دفاع كند و گاهي بايد مردم دفاع كنند و گاهي هم خدا دفاع مي كند. يك صلوات بفرستيد: (الهم صل علي محمد و آل محمد).


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 2:22 توسط صفا| |


چه موهبتی بالاتر از این که ((کلام خدا )) در اختیار توست ؟

IMG4UP">

خداوند با تو هم صحبت می کند برای تو هم (پیام ) می فرستد تو هم اگر بخواهی می توانی هم چون حضرت موسی ((کلیم خدا )) شوی چگونه با خواندن نماز و قرآن ؟

_ وقتی با طهارت جسم و جان با نورانیت وضو وبا ((نیت قرب )) به نماز می ایستی و آنگاه که با دهان پاک و دلی روشن و ضمیر خدا جوی و قلبی خاشع  به (تلاوت ) می پردازی در هر دو حال کلیم خدا شده ای .

آن جا تو با ((او ))سخن می گویی این جا او با ((تو )) سخن می گوید . وقتی به نماز قامت می بندی چنین تصور کن که در پیش گاه و محضر آن رب جلیل و خدای هستی آفرین ایستاده ای و نیازت را با آن بی نیاز در میان می گذاری .

وقتی به تلاوت مشغولی چنان تصور کن که جبرئيل  امین از سوی این کلمات را هم اینک بر تو نازل می کند و تو شنونده سروش آسمانی و وحی خدایی هستی آهنگ دل نشین بر زیبایی قرائت می افزاید .اما هرگز مباد که شیوه تلاوت و اسلوب قرائت  مي افؤايى اما هرطؤ مباى كه شيوه تلاوت و اسلوب قرائت  تو را از معنا و توجه به پیام های آیات باز دارد .بکوش تا ((الفاظ )) حجاب ((معانی )) نشود و ((کیفیت )) فدای ((کمیت )) نگردد.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 18:16 توسط صفا| |

ماه در آسمان شب خیلی زیباتر از ماه در آسمان روز است .چرا ؟

چون سیاهی شب را پشت سر انداخته و نورانیت خود را حفظ کرده و خود را هم رنگ شب نساخته است انسان هم همینطور است وقتی سیاهی گناه و ظلم و معصیت و ستم را پشت سر بیندازد و خود را کنترل کرده و نورانیت خود را حفظ کند و نگوید :در شهر نی سواران باید سوار نی شد و یا : گر خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو و ... آنوقت است که خیلی زیبا می شود .سید الشهدا علیه السلام و اصحاب با وفای آن نازنین چرا در روز عاشورا این قدر درخشیدند ؟

چون مثل همیشه سیاهی ظلمت و زشتی را پشت سر انداختند این بود که زینب کبری سلام الله علیها  ((مارایت الا جمیلا )) جز زیایی ندیدم 

وکسی می تواند این گونه حرف بزند که زشتی ها را پشت سر گذاشته باشد .

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 16:41 توسط صفا| |

سقاخانه ..

سقاخانه حرم امام رضا علیه السلام را دیده ای ؟ لازم نیست پیچ شیر آب را باز کنی اصلا پیچی نیست که لازم به باز و بسته کردن باشد چون برقی و اتوماتیک بوده و کافی است دست خود را دراز کنی تا لحظه ای دستت پرو سرشار از آب شود آن هم با چه شتاب و فشار !

و یادت باشد سقاخانه  حرم امام رضا علیه السلام کپی و مونتاژ  شده سقاخانه خداست آنها که تنها دست بسوی خدا دراز کرده اند خوب می دانند که در آنجا کافی است دستت را دراز کنی تا باران رحمت سراسر وجودت را فرار گیرد و آدم علیه السلام هرچه دارد از همین جاست او دنبال لغزش خود سریع دست حاجت را بسوی خداوند دراز کرد و خداوند نیز هیچ دریغ نکرد :((فتلقی آدم من ربه کلمات ))پس آدم از پروردگار کلماتی دریافت کرد .

خداوند به او کلماتی داد و سخن هایی آموخت که اگر چه خود به او آموخته بود اما برای خود او هم شنیدن داشت و رحمت و عشقش را به جوش می آورد درست مثل طوطی که کلمات را از شما آمخته است ولی وقتی همان ها را به زبان می آورد چه قیمتی پیدا کرده و چه مهر و علاقه ای از آن در دل شما می افتد و یادش به خیر .ملای روم حسرت همین دست سخنان و کلمات را می خورد ومی گفت :

یاد ده ما را سخن های دقیق                   که تو را رحم آورد آن ای رفیق 



IMG4UP">

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 16:33 توسط صفا| |

مردی خدمت پدر علی بن الحسین علیه السلام آمد و گفت : این حقی که خداوند عزوجل یاد کرده و می گوید :((مگر نماز گزاران که در اموال آنان حقی معین برای دریوزگان و محرومان است )) چه حقی است ؟ پدرم علی بن الحسین به او گفت : حق معلوم است  این حق استجابی است که انسان شخصا از مال خود جدا می کند این حق مربوط به زکات فریضه و صدقه فریضه نیستکه میزان آن با کتاب و سنت تعیین شود . آن مرد گفت : پس اینگونه  حقی است که زکات و صدقات محسوب نمی شود ؟ پدرم علی بن الحسین گفت : این یک اقدام افتخاری است که انسان به مقیاس دولت و ثروت خودکم یا زیاد متهد می شود آن مرد پرسید : مصرف این حق در چه راهی است ؟ پدرم علیبن الحسن علیه السلام  گفت : صله رحم  و پذیرایی از مهمان ناخوانده و برداشتن بار تاوان و غرامتاز دوش مردم ناتوان و رسیدگی به حال برادران دینی و رفع گرفتاری ها و پیش آمدها ناگوار آن مرد گفت : خدا خوب می دانست که مقام رسالت را در کدام خانواده قرار دهد .
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 16:21 توسط صفا| |

مردی برخاست و گفت ما را از فتنه خبر ده !آیا آن را از رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسیدی ؟

امام گفت : چون خدا این آیت را فرستاد:(( الم احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون ))دانستم تا رسول خدا ص در میان ماست فتنه نتواند برخاست پرسیدم ! ای رسول خدا این فتنه که خدا تو را از آن خبر داده چیست  ؟ .... فرمود :((ای علی ! پس از من مردم به مال های خود فریفته و به دین خویش بر خدا منت نهند رحمت پروردگار آرزو کنن و سطوت او ایمن زیند حرام خدا حلال شمارند با شبهه های دروغ و هوس هایی که به غفلت در سر دارند می رانبیذ گویند و حلال پندارند حرام را هدیت خوانند و ربا را معاملت دانند .ای رسول  خدا ص آن زمان آن مردم را در چه پایه نشانم ؟ از دین برگشتگان یا فریفتگان ؟فرمود : (فریفتگان )

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 16:10 توسط صفا| |

فصبر جمیل والله المستعان علی ما تصفون سوره مبارکه یوسف آیه18  

حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیه ((فصبر جمیل ))که گفتار حضرت یعقوب است فرمود :((صبر جمیل یعنی صبر نمودن در مصائب این که شکوه و شکایتی داشته باشد انسان 

IMG4UP">



نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 16:0 توسط صفا| |

مشابهت قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام .......

خداوند متعال در مورد قرآن کریم می فرماید :((لایمسه الا المطهرون ))آن را مس نمی کنند مگر پاکیزه شدگان .(سوره مبارکه واقعه آیه 79)

این آیا شریفه اشاره به دوجهت فقهی و معنوی اخلاقی دارد یعنی ظاهر این کتاب الهی را جز با طهارت و وضو نمی توان دست زد و لمس نمود و باطن و حقیقت آن را نیز جز با پاکی و طهارت معنوی نمی توان دست یافت ! هر چه انسان پاک تر و پاکیزه تر باشد بهره او از قرآن کریم بیشتر است. 

در مورد بهره بردن از فیوضات ائمه نیز چنین است هر چه انسان خالص تر و پاک تر باشد بهره او از آن بزرگواران بیشتر است یکی از مشابهت های قرآن و اهل بیت این است که : هر چه انسان بیشتر عمل به وظیفه نماید از قرآن بیشتر استفاده نماید اگر عمل نکند ممکن است ظواهر قرآن را ببیند ولی از حقیقت ان بیبهره خواهد بود .

قرآن یک ظواهری دارد مثلا ممکن است شخصی در مورد اعراب یا شآن نزول آیات تحقیق و مطالعه داشته و کتاب بنویسد اما حقایق قرآن را متوجهر نمی شود مگر  زمانی که عمل به وظیفه نمایداهل بیت علیهم السلام هم همین طورند . مثلا تاریخ و شرح حال امیر المومنین را بعضی از غیر مسلمانان هم نوشته اند ولی از آن حضرت چه بهره ی برده اند ؟!

البته شیطان و نفس اماره حتی به سراغ کسانی هم که می خواهند از اهل بیت  بهره ببرند  می آید و می هخواهد آنان را هم گمراه کند !

الان ما در عصر غیبت به سر می بریم چگونه می توانیم از وجود  اقدس امام زمان عج بهره ببریم ؟! در همین زمینه هم انحرافات فکری  کم نیست .شیطان می خواهد اذهان را از مقاصد اصلی مربوط به حضرت منحرف کند لذا بعضی مرتب می پرسند : آیا  حضرت ازدواج کرده اند ؟! آیا فرزند و نسل دارند!؟ داستان جزیره خضرا چیست ؟! و اینها مطالب فرعی و انحرافی  است ! خودشان فرموده اند : ((اسکتوا عما سکت الله ) ساکت شوید از انچه خدا ساکت شده است . وقتی احادیث از این مسائل ساکت است ما چرا دنبال آنها باشیم !؟



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 0:6 توسط صفا| |

نماز اول وقت .........

IMG4UP">


((والذین هم علی صلاتهم یحافظون )) مومنان کسانی هستند که بر نماز خویش مواظب دارند همه اوقات نماز را حفظ می کنند (سوره معارج  آیه 34)

امام ششم فرمود :هنگامی که انسان نماز را در اول وقت خواند نوری سفید و پاکیزه به آسمان می رود و می گوید : خدا تو را حفظ کند که را حفظ کردی و بر عکس اگر نسبت به وقت نماز مراقبت نکند سیاهی تاریک بالا رفته و می گوید : مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند .

نماز اول وقت به صورت امری تابان جلوه می کند معلوم می شود نماز حقیقی دارد که زنده است روحی دارد که برای همیشه  هست دعا نماز نیز همیشه مستجاب است و اگر کسی نماز نخواند یا در وقت نخواند به صورت چهره تاریک در می آید و می گوید تو مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند !

 در ادامه آیات قرآن می فرماید :(اولئك فی جنات مکرمون ) اینان بهشت از کرامت الهی برخوردار ند ) سوره معارج آیه 35


نه تنها برخورداری از نعمت های  بهشت مطرح است مانند جنات و نهر وحریر و استبرق و خوردن و نوشیدن بلکه سخن از کرامت و تکریم نماز گزار در بهشت است 




ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 23:20 توسط صفا| |

امیر المومنین علیه السلام فرمود : هر گاه کسی از شما از نماز فارغ شود باید دست هایش را بسوی آسمان بلند کند و بکوشد و به دعا بپردازد .عبد الله بن سبا عرض کرد : یا امیر المومنین مگر خداوند عزوجل در همه جا حاضر نیست ؟ ان حضرت فرمود : (بلی )عرض کرد : پس چرا بنده هنگام دعا دست هایش را بسوی آسمان بلند می کند ؟

آن حضرت فرمود : مگر در قرآن این آیه را نمی خوانی  و فی السماء رزقکم وما تو عدون  و روزی شما بهشت و هر چه از قضا و تقدیرات خیر که به شما وعده داده اند در آسمان است پس به این ترتیب روزی را جز محلی که انجا واقع شده از کجا باید طلب کرد و محلی که روزی و آنچه خداوند عز وجل وعده فرمود همگی آسمان است .

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 22:8 توسط صفا| |

لایحب الله الجهر بالسوء من الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما سوره نساء آیه 148

امام صادق علیه السلام :

خداوند دوست نمی دارد بلند کردن صدا به بدی را مگر در مورد کسی که مورد ستم واقع شده باشد و فرمود : هر که گروهی را به مهمانی دعوت کند ولی از آنها خوب پذیرایی نکند جزء ستم گران است و انچه از بدی پذیرای او بازگو کنند گناهی ندارد 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 22:0 توسط صفا| |

ابو بصیر  از امام باقر علیه السلام روایت کرده :که در تفسیر این کلام خدای تعالی :((قل ارایتم ان اصبح ماوکم غورا فمن یاتیکمبماء معین ))بگو : بمن خبر دهید اگر آب (آشامیدنی )شما به زمین فرو رود چه کسی آب روان برایتان خواهد آورد ؟

فرمود : این آیه درباره امام قائم  علیه السلام نازل شده است می فرماید :اگر امام تان از غائب  شود و ندانید که او کجاست چه کسی امام ظاهری برای شما خواهد آورد ؟ تا اخبار آسمان و زمین و حلال و حرام خدای تعالی را برای شما بیاورد  . سپس فرود : بخدا سوگند تاویل این آیه هنوز نیامده است و ناگزیر باید بیاید .

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 21:55 توسط صفا| |

تلونه حق تلاوته اولئك یومنون به ومن یکفر به فاولئك هم الخاسرون سوره بقره آیه121


IMG4UP">
امام صادق علیه السلام  دربیان کلام خداوند متعال : *الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته * کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده ایم و آن را چنان که باید می خوانن . فرمودند : آیاتش را با ترتیل و شمرده می خوانند معانی اش را می فهمند و احکامش را می آموزند و امید رسیدن به وعده هایش را داشته و از عذابش می ترسند و داستان هایش را به تصویر کشید در نظر دارند ومثل هایش را تعبیر کرده و با زندگی خود می سنجد و دستورات آن را انجام داده و از موارد نهی شده دوری می جویند 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 21:28 توسط صفا| |

ذکرهای زندگی با قرآن 

IMG4UP

">

آری خداوند بهترین حاکم است ......

هرگاه حضرت امام رضا علیه السلام سوره ((والتین )) را قرائت می نمودند در پایان آن می گفتند : بلی و آنا علی ذلک من الشاهدین 


  

پروردگارم بلند مرتبه است ............

عن الرضا علیه السلام فی حدیث و اذا قرا (سبح ربک الاعلی ) قال سرا : سبحان ربی الاعلی 

ترجمه :راوی می گوید هنگامی که امام  ع  آیه (سبح اسم ربک الاعلی )را قرائت می نمودند آهسته می گفتند : سبحان ربی الاعلی 



هنگام ورود به خانه ..................

امیر المومنین علیه السلام فرمود: چون کسی از شما به خانه اش وارد شود بر اهل خانه سلام کند و اگر اهل خانه نباشند بگوید :*((السلام علینا من ربنا ))* ودر وقت داخل شدن به خانه سوره قل هو الله احد را بخواند که فقر را از بین ببرد و فرمود :وقتی شخص از خانه اش بیرون می آید آیات آخر سوره آل عمران را بخواند  (از آمن الرسول  تا آخر سوره ) و هم آیه الکرسی و سوره انا انزلنا و سوره حمد که در آنها بر آمدن حاجت های دنیا و آخرت است .



بگو کذلک الله .......

هر گاه امام باقر علیه السلام  سوره اخلاص را قرائت می نمودند و در پایان می گوفتند ((*کذلک الله *)) یا ((*کذلک الله ربی *))



توصیه امام علی علیه السلام به کمیل ........

امیر المومنین علیه السلام به کمیل فرمود :((ای کمیل ! در وقت هر سخنی بگو :((( لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم ))) تو را کافیست ودر وقت هر نعمتی بگو (((الحمدلله))) خداوند آن نعمت را فراوان گرداند و هر گاه رویت دیر برسد بگو :(((استغفرالله))) خداوند روزی ترا فراخ گرداند .ای کمیل ! هر گاه شیطان در سینه ات وسوسه کرد پس بگو پناه می برم به  خدای توانا از شیطان گمراه کننده و پناه می برم به محمد صی الله علیه و آله پسندیده از شر آن چه مقدر شده و گذشته  بر قلم قدرت و پناه می برم بخدای مردم از شر تمامی جن و انس .

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 23:16 توسط صفا| |

مومن در دژ  مستحکم خداوند .......

مومنی که اهل ذکر خداوند است . شیطان و حمله او را می نگرد و منحرف کردن شیطان را می بیند پس به پناه گاه می رود و به تکیه گاه مطمئنی که همان خداوند متعال است پناهنده می شود ((* ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکرو فاذا هم مبصرون*))سوره مبارکه اعراف آیه 201در حقیقت کسانی که از خدا پروا کند چون وسوسه ای از جالب شیطان بدیشان رسد  خدا را به یاد آورند و بناگاه بینا شوند 

و((*واما ینزغنک من الشیطان نزع فاستعد بالله انه هو السمیع العلیم *))سوره مبارکه فصلت آیه 36   اگر دمدمه ای از شیطان تو را جای در آورد پس به خدا پناه ببر که او خود شنوای داناست 

و*((ولن تجد من دونه ملتحدا *))سوره مبارکه کهف آیه 27  و جز او هرگز پناهی نخواهی یافت  

_ پس هرگاه ببند و متذکر شود و به خداوند ی که پناهگاهی جز او نیست پناهنده شود خداوند او را یاری کرده حفظش می کند و فضلش را به او می رساند و هیچ کس مانع فضل او نیست و چنان که کسی بر طرف کننده گزند او نیست :((* وان یمسک الله بضر فلا کاشف له الا هوو ان یردک بخیر بخیر فلا راد لفضله یصیب به من یشاء من عباده و هو الغفور الرحیم *))سوره مبارکه یونس آیه 107 واگر خدا به تو زیانی برساند آن را برطرف کننده ای جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را رد کننده ای نیست  آن را به هر کس از بندگان که بخواهد می رستاند و او آمرزنده مهربان است .

_ حاصل آنکه مومن متذکر در دژ خداوند است و شیطان  در او نفوذ نمی کند زیرا او توانایی غلبه بر او را ندارد چون شیطان از آن  دژ مستحکم رانده شده است و از سدی خداوند با قدرت خود ساخته دور گردیده است و هرگاه که شیطان راهی به او نداشته باشد و قبیله او وسوارگان و پیادگان سربازان و لشکریان نیز راهی به او نیابد چنین بنده ای آن چه را با قلب مشاهده  می کند  و با گوش درون می شنود و با چشم بصیرت می بیند حق است و هرچه در خواب یا بیداری  برای او  تمثل یابد .....


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 22:55 توسط صفا| |




بنشین قدری فکر کن که خداوند متعال چه قدر به ما نعمت داده است خودش می فرماید ((نمی توانید نعمت های مرا بشمارید .((وان تعدوا نعمة الله لاتححصوها  ))واگر نعمت های خدا را شماره کنید آن را نمی توانید بشمارید 

یکی از بزرگترین نعم خداوند این است که ما هرچه گناه می کنیم او می پوشاند اگر مثلا در پیشانی ما یک کنتور بود و هر یک گناه یک شماره می انداخت دیگر ما آبرو نداشتیم و نمی توانستیم زندگی بکنیم یا اگر به جای شماره انداختن بوی ظاهری قرار داده بود دیگر کسی طرف دیگری نمی رفت .و امام علی علیه السلام می فرمایند ((لو تکاشفتم ما تدافنتم ))*اگر از گناهان یکدیگر باخبر می شدید یکدیگر را دفن نمی کردید  سوره مبارکه نحل  آیه 1 

*ببین خدا چقدر مهربان است که روی گناهان ما سرپوش گذاشته است اگر یکی حرف ما را گوش ندهد پشت سر او عالم را پر از حرف  می کنیم  ولی خدا این طور نیست هر موقع ما انسان ها عبادت می کنیم خداوند اعمال خوب ما را به ملائكه نشان می دهد و می فرماید ((بندگان مراببینید که چگونه راز و نیاز می کنند))هروقت که معصیت می کنیم از فضل و کرمش پرده ها را می کشد که ملائكه نبینند این فقط یک نعمتخدا است آیا ارزش دارد ما گناه چنین خدایی را بکنیم  اگر قدر یک ذرهدر این نعمت ها و احسان های او تفکر کنی دیگر گناه نمی کنی و از اعمال گذشته ات توبه می نمایی ...

IMG4UP">



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 23:26 توسط صفا| |

امیر المومنین علیه السلام فرمودند : از گناهان دوری کنید که هیچ بلا و کمبود روزی نیست مگر این که ناحیه گناه است حتی خراش در بدن به رو بر زمین خوردن و مصیبت خداوند  متعال می فرماید : ((وما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر (انچه مصیبت به شما می رسد نتیجه عملکرد شماست و خدا از بسیاری می گذرد .
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 22:2 توسط صفا| |